دانلود فایل های آموزشی

دانلود نمونه سوال فایل های آموزشی و پژوهشی نقد و بررسی مظالب دانشگاهی پروژه های دانشجویی تحقیق و مقاله

برای دانلود متن کامل پایان نامه ها اینجا کلیک کنید

6f/2 (34278)

6f/2 (34278)

دانشگاه امام حسین (ع) – دانشگاه فرهنگی

عنوان مقاله:

[Dimension of Social Capital and Rtes of Criminal Homicide]

نام استاد:

جناب آقای دکتر میرسندسی

نام دانشجو:

ایرج فولادی

نام درس: روش تحقیق- مبحث «سرمایه اجتماعی و نرخ جنابت»

رشته و مقطع تحصیلی : سنجش افکار- دکتری

خرداد ماه – 1386

منبع مقاله : American Sociological review

شماره مجلد: «شماره 6» آخرین مقاله – سال 2004

«فهرست مطالب»

ردیف عنوانصفحه

1- بخش اول شامل:

الف: بیان کلیات

ب: نقد مقاله

2- بخش دوم شامل:

3- سرمایه اجتماعی و نرخ (میزان) جنایت

4- مفهوم چند وجهی سرمایع اجتماعی و جرم

5- اطلاعات و روشها

6- اندازه گیری ها

7- استراتژی تحلیلی

8- الگو و مدلها

9- خلاصه و نتیجه گیری

10- پیوست: اصل مقاله انگلیسی

بخش اول:

الف: کلیات

عنوان این مقاله، ‹سرمایه اجتماعی و میزان جرم و جنایت› است.

"Dimension of social capital and Rates of Criminal Homicide"

شماره مقاله؛ شماره دهم از مجله A.S.R (شماره ششم مجله) مربوط به سال 2004 می باشد. نویسندگان این مقاله روز نظر (Rosen feld)، بامر (Baumer) و مسنر (Messner) هستند.

«روبرت پانتام» تحقیقاتی کامل درباره جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی انجام داده و رابطه آن را با معضلات اجتماعی از جمله جنایتهای خشونت آمیز را به اثبات رسانده است.

نویسندگان این مقاله در چهل منطقه جغرافیایی آمریکا تحقیقاتی را در این رابطه انجام دادند و با معیارهایی که برای سرمایه اجتماعی در نظر گرفتند سعی در فرموله کردن رابطه بین جنبه های گوناگون سرمایه اجتماعی و آمار جنایت در این مناطق داشته اند.

در این مقاله ابتدا اشاره به جذابیت واژه «سرمایه اجتماعی» در بین جامعه شناسان شده است، چرا که جامعه شناسان هنور تأثیر همه جانبه «روابط اجتماعی» را به عنوان عاملی متمایز از ابزارهای اقتصادی افراد یا قدرت بوروکراسی عمومی به رسمیت می شناسند. ضمناً طبق نظرات دانشمندانی چون لین، کوک و بارت، نظریاتی مانند جمع گرایی اجتماعی، همبستگی اجتماعی، حس مشترک و بی سازمان اجتماعی که از معانی مختلف سرمایه اجتماعی به شمار می روند، ازمهمترین مفاهیم بنیادی نظریات کلاسیک جامعه شناسی است.

سابقه این تحقیق به دهه 1970 بر می گردد که توسط پانتام و همکارانش در چهل ایالت از آمریکا صورت گرفته است و ابعاد هفت گانه ای برای سرمایه اجتماعی بیان کرده اند. بعد از پانتام، پورتس در سال 1998 بازنگری هوشمندانه ای در آن انجام داده و در ادامه، تحقیقات آقای کندی و همکارانش در سال 1999 انجام شد و بعد از آن روز نظر، بامر و مسنر در سال 2001 سرمایه اجتماعی را به عنوان ترکیبی از دو عامل، اعتماد عمومی و مشارکت شهری مورد بررسی قرار دادند.

مطالعات لدرمن و همکاران در سال 2002 که در مورد رابطه سرمایه اجتماعی و جرم در سطح جهانی از 39 کشور به عمل آوردند (کشورهای توسعه یافته و کشورهای در حال توسعه)، اثرات سه عامل، اعتماد، مذهب و مشارکت را بررسی کردند.

در این مقاله، طبق نظر پورتس عمل کرده اند و جنبه های مختلف سرمایه اجتماعی را طبقه بندی کرده اند و به بررسی رابطه آن با میزان جرم و جنایت پرداخته شده است.

تحلیل های این مقاله مبتنی بر یک سری اطلاعات واحد تحت عنوان «SCBS» با همان «The Social Capital Benchmark Survey» یعنی «معیار سرمایه مطالعات اجتماعی» که نخستین هدف آن پوشش کامل اشکال مختلف سرمایه اجتماعی است.اشکال یا ابعاد سرمایه اجتماعی از دیدگاه پانتام عبارت است از:

ابعاد اجتماعی از دیدگاه پانتام:

1- اعتماد اجتماعی (اعتماد عمومی) : الف) اعتماد شناختی (اعتماد ضخیم)

ب) اعتماد واسطهای (اعتماد نازک)

2- مشارکت اجتماعی: الف) مشارکت سیاسیب) مشارکت شهری

ج) مشارکت مذهبید) ارتباطات محل کار (ارتباطات شغلی)

هـ) ارتباط غیر رسمی (وابستگی های اجتماعی غیررسمی)

و) داوطلب شدن و نوع دولتی (کارهای خیریه، نوع دولتی و …)

* اعتماد شناختی:

آن اعتمادی است که بر پایه محکم شدن روابط ما با افرادی مثل اعضای خانواده، دوستان، همکاران، همسایگان شکل می گیرد.

* اعتماد واسطه ای:

آن اعتمادی است که دامنه نفوذ آن فراتر از محدوده های اولیه اجتماعی اطراف ما می باشد و به افرادی مربوط می شود که روبط آنچنان نزدیکی با آنها نداریم.

* مشارکت سیاسی:

1- ایفای نقش سیاسی : الف) رای دادن

ب) حضور در جلسات شهر

ج) خدمت در موسسات محلی

د) میزان علاقه و آگاهی افراد نسبت به امور سیاسی

2- فعالیت اجتماعی (فعالیت سیاسی) : الف) حضور در تظاهرات

ب) شرکت در اعتراضاتج) پیوستن به دیگران در جهت ایجاد انقلاب سیاسی به منظور تغییرات شرائط سیاسی

* مشارکت شهری:

1- نقش پذیری اجتماعی مانند عضویت در کلوپ، روایدادها و …

2- شرکت در گروههای خدمت رسانی اجتماعی

3- عضویت در گروههایی که بطور رسمی بدنبال ایجاد تغییرات اجتماعی هستند (فعالیت اجتماعی)

* ارتباطات اجتماعی غیر رسمی :

1- میزان مشارکت افراد در تیم ها و گروهها مثل تیم های ورزشی

2- میزان ارتباط افراد با دوستان، همسایگان و … (فعالیت های اجتماعی غیررسمی)

* نوع دوستی:

1- میزان فداکاری: مثل اهداء خون

2- خدمت رسانی داوطلبانه و اعمال نیکوکارانه مثل کمک به سیل زدگان کمک به ایتام

* مشارکت مذهبی :

1- عضویت در کلیسا و …2- شرکت در مراسم مذهبی

3- توجه به شاخصهای مذهبی3- …………………..

نمونه های مورد مشاهده شامل یک نمونه استانی متشکل از 3000 نفر بود و نمونه ای جداگانه متشکل از 26000 نفر بود که به طور تصادفی از چهل منطقه جغرافیایی مختلف واقع در 29 ایالت آمریکا انتخاب شده و با آنها تماس گرفتند و در ادامه تحقیقات که در سال 2002 توسط لدرمن در 39 کشور جهان انجام شد در مورد رابطه سرمایه اجتماعی و جرم تحقیق به عمل آمد.

واحد مشاهده در این تحقیق نمونه استانی می باشد و واحد تحلیل آن مناطق جغرافیایی در 29 ایالت متحده آمریکا که اندازه تحلیل آن از 500 تا 1500 نفر متغیر بود و سطح تحلیل آن منطقه ای، ایالتی و جهانی می باشد.

متغیر وابسته اصلی: در این تحقیق نرخ جرم (میزان جرم) است که به صورت تعداد اعمال خلاف انجام شده در ازای هر 000/000/100 نفر بین سالهای 2000-1999 در نظر گرفته شده است. (بازه زمانی دو ساله)

نرخ متوسط جرمک برای اجتماعات مورد بررسی در این باره زمانی 36/6 در ازای هر 100000 هزار نفربوده است و در مناطق مختلف انحراف معیارهای شدیدی در محدوده 76/0 و 57/26 نیز دیده شده است. به همین خاطر نرخ جرم را به لگاریتم طبیعی تبدیل کرده اند تا میزان اثر آنها را کاهش دهند و خطای واریانس را نیز سرشکن نموده اند تا نرخ رسمی نمونه بسیار نزدیک به توزیع نرمال شود.

متغیرهای توضیحی (مستقل): در این تحقیق سطوح یا ابعاد سرمایه اجتماعی در جامعه مورد مطالعه است. پانتام در سال 2000 هفت بعد اصلی برای سرمایه اجتماعی تعیین می کند که عبارتند از: اعتماد اجتماعی، مشارکت سیاسی، مشارکت شهری، مشارکت مذهبی، ارتباطات محل کار، ارتباطات اجتماعی غیررسمی، داوطلب شدن و نوع دوستی که در سال 2002، لدرمن و مندندز با تأکید بر نظرات روزنظر و همکارانش، پنج بعد دیگر به این ابعاد هفت گانه اضافه نمودند و آن پنج بعد عبارت بودند از:

1- ایفای نقش شهری : الف) نقش پذیری اجتماعی

ب) خدمات اجتماعی به افرادج) عضویت در گروههایی که به طور رسمی بدنبال ایجاد تغییرات اجتماعی هستند (فعالیت اجتماعی)

2-فعالیت سیاسی

3-ایفای نقش سیاسی

4- فداکاری

5- اعمال نیکوکارانه

که مجموعاً تحت عنوان ابعاد دوازده گانه سرمایه اجتماعی در این تحقیق مطرح هستند.

پاتنام، نتیجه گرفت که:

هر چه سطح اعتماد و همبستگی عمومی پائین باشد باعث افزایش جرم و جنایت می شود و هر چه جرم و جنایت افزایش پیدا کند، باعث کاهش اعتماد عمومی و همبستگی عمومی می شود و در واقع به یک دور تسلسل معتقد بوده است.

به اعتقاد پانتام یکی از عوارض افت ابعاد سرمایه اجتماعی در آمریکا، افزایش جرم و جنایت است. به اعتقاد او افزایش جرم و جنایت در کشور آمریکا از سال 1969 با کاهش اعتماد عمومی در این دوره مرتبط است. چون ایالتهایی که نرخ جرم و جنایت در آنها بالاتر است در رده بندی سرمایه اجتماعی در مکان پائینتری قرار می گیرند. رابطه بین نرخ جرم و جنایت و عامل سرمایه اجتماعی، رابطه ای مستقیم و معکوس است و این بیان پاتنام (رابطه بین ابعاد سرمایه اجتماعی و جرم) مستقیماً از تئوری ایشان به نام «تئوری بی سازمانی» نشأت گرفته است.

تئوری بی سازمانی اجتماعی، آن نظریه ای است که ویژگی های اجتماعات ضعیف را بر اساس ساختار شناسی کلاسیک سه عامل عمده می داند:

1- رکورد اقتصادی2- ناپایداری شرائط اقامت3- ناهمگونی جمعیت

بنظر او (پاتنام) این شرائط در روند ایجاد شبکه های اولیه و ثانوی اجتماعی بین افراد و جوامع ایجاد مشکل می کند، که در نتیجه آن توان جامعه در اعمال کنترل عمومی کاهش پیدا می کند و این موضوع در خصوص جوانان بیشتر نمود پیدا می کند و می گوید: «اگر جوانان دزدی می کنند نه فقط به این دلیل است که آنها فقیر هستند بلکه به آن خاطر است که شبکه ها و موسسات اجتماعی از کار افتاده اند.»

در ادامه پانتام استدلال می کند شبکه های اجتماعی، زیر ساختهای سرمایه اجتماعی را پایه ریزی می کننندو این موضوع ابزار لازم برای هدایت جوانان به سمت معیارهای مثبت را ایجاد می کند و دسترسی آنها را به مشاوران، مدلها و الگوهای رفتاری و حمایت کنندگان تحصیلی و … فراهم می کند. (او معتقد است شبکه های اجتماعی حامی مالی و معنوی افراد هستند و نفوذ سیاسی مؤسسات اجتماعی را افزایش می دهند).

مطالعات دیگری نیز در مورد روابط متقابل سرمایه های اجتماعی و جرم و جنایت انجام شده است. از جمله کندی و همکارانش در سال 1999 که مطالعه ای در مورد پنجاه ایالت آمریکا انجام دادند و سعی در تعیین فاکتور سرمایه اجتماعی با استفاده از شاخص های اعتماد عمومی و مشارکت شهری برگرفته از یک نظرسنجی اجتماعی کلی بودند. کندی و همکارانش گزارش دادند که «میزان نرخ جرائم انجام شده را با اسلحه گرم با سطح فقر و ممنوعیت حمل اسلحه» مؤثر دانسته اند.

مطالعات بعدی که توسط روزنفلد و بامر و مسنر در سال 2001 انجام شد، سرمایه اجتماعی را به عنوان ترکیبی از دو عامل اولیه، اعتماد عمومی و مشارکت شهری در نظر گرفتند (مانند کندی) و میزان تاثیر سرمایه اجتماعی را بر نرخ جنایت در مدلی چند متغیره مورد بررسی قرار دادند ( و این دو شاخص را به عنوان معیارهای سنجش مرکز اجتماعی با استفاده از مجموعه ای از مدلهای پایه ای و تعریف متغیرها در نظر گرفتند).

نتیجه اینکه آنها، سرمایه اجتماعی را به عنوان ساختاری تکامل نیافته تلقی کردند (و واحدهای کوچکتر و همگون تر از ایالت را مدوله کردند یعنی گروههای متشکل از افراد هم ایالتی یا متعلق به چندین ایالت را به عنوان نمونه های اولیه در مطالعه اجتماعی مورد بررسی قرار دادند.) و استدلال کردند که «ساختار تکامل نیافته» ابعاد سرمایه اجتماعی، اثر بررسی قابل توجهی بر میزان جرم و جنایت دارد. (اینها به بررسی رابطه دو طرفه سرمایه اجتماعی و جرم پرداختند و صحت یافته های قبلی را تائید کردند.)

در سال 2002 آقای لدرمن ولوآیزا مطالعاتی در مورد رابطه سرمایه اجتماعی و جرم را به سطح جهانی کشیدند و 39 کشور توسعه یافته و در حال توسعه جهان در مورد بررسی قرار دادند و اثرات سه عامل اعتماد، مذهب و مشارکت را در سازمانهای داوطلب پذیر به میزان جرم مورد ارزیابی قرار دادند. آنها با بررسی چندین ملیت مختلف مقیم آمریکا به این نتیجه رسیدند که ‹بالا بودن میزان اعتماد در ابعاد سرمایه اجتماعی باعث کاهش شدید میزان جرم می شود.»

محققان می گویند:

«نرخ بالای جرم باعث از بین رفتن اعتماد عمومی در بین افراد جامعه، اختلال در شبکه های اجتماعی و کاهش مشارکت اجتماعی می شود.»

در صورتی که برخی از مطالعات جدید از جمله «تحلیل گالیا و همکارانش» بیان می کنند که:

«افزایش جرم باعث بالا رفتن میزان مشارکت و بوجود آمدن انواع خاصی از گروههای ضدجرم مانند «گروه مواظبت از محله» می شوند.»

در تحقیقات اخیر (بامر و مسنر) علاوه بر اطلاعات «SCBS» که به منظور دستیابی به رابطه واقعی نرخ جرم و ابعاد سرمایه اجتماعی، فاکتورهای اجتماعی را کنترل و آنها را به دو دسته تقسیم کردند:

دسته اول شامل افراد فقیر و سیاه پوست، خانواده هایی که سرپرست آنان یک زن بود، خانواده های با درآمد متوسط و خانواده های با درآمد نامناسب و درصد بیکاری بود.

دسته دوم موضوعاتی نظیر «فقدان منابع»، «ساختار جمعیتی»، «نرخ طلاق» و «منطقه جنوبی بودن» را در بر می گیرد.

** نتایج نشان می دهد که نرخ جرم و جنایت در ارتباط با اعتماد (اعتماد عمومی) بر اساس نتایج معادلات همزمان جدول 2 و 3 در مجموع، مدلها 88% محدوده نرخ جنایت و 93% محدوده اعتماد عمومی را در نمونه های SCBS پوشش می دهند.

سطح بالای بازداشت افراد مجرم اثر مستقیم بر کاهش جنایت دارد اما اگر مدیریت و روشهای جلوگیری از جرائم بدرستی انجام نشود، بعلت بالا رفتن سطح واکنش درونی افراد، اعتماد عمومی کاهش پیدا می کند و اثر جرم بر اعتماد عمومی با (بتا= 47/0) بیشتر از میزان اثری است که اعتماد عمومی بر جرم دارد با (بتا= 26/0). با توجه به این مسئله، اما هنوز یک رابطه دو طرفه بین اعتماد عمومی و میزان جرم می بینیم.

* جرم و فعالیت اجتماعی

آیا رابطه ای بین فعالیت اجتماعی و جرم وجود دارد؟

جدول 3 این تحقیق نشان میدهد:

فاکتور R2 =› فعالیت اجتماعی 67/5-

فاکتور R2 =› جرم 82/0

– این نتایج نشان میدهد که، آمارهای جرم به نسبت «جنوبی بودن مناطق‌»، «فقدان منابع در مناطق»، و «سطح پائین عمومی» طبقه بندی می شوند. تنها فاکتور ساختاری مرتبط با فعالیت اجتماعی «جنوبی بودن» منطقه است که نسبت به سایر اجتماعاتی که در جنوب امریکا قرار داشتند مشارکت اجتماعی بسیاری پائین تری از خود نشان دادند.

– وجود بازداشت ها به خاطر اعمال خشونت آمیز نیز میزان جرم را تا حد زیادی کاهش داد و سطح فعالیت اجتماعی از جوامع (با گرایش سیاسی مطلق و ساعات کمتر استفاده از تلویزیون) بیشتر بود.

* در این معادله:

اثر جرم بر فعالیت اجتماعی ضعیف تر است با (بتا = 40%) و اثر فعالیت اجتماعی بر جرم با (بتا= 33/0) قوی تر است.

** این نتایج تائید می کنند که:

«فعالیت اجتماعی دلیل و نتیجه نرخ بالای جرم است.»

* محاسبه نرخ مورد انتظار جنایت و فعالیت اجتماعی برای مناطق:

– برای مناطق با سطح اعتماد پائین و سطح فعالیت بالا نرخ جرم، تخمین زده شده که از میانگین گیری بین مناطق بدست آمده بود 38/6 در هر 100000 نفر به 74/14 نفر افزایش یافت. در این محاسبات از مقادیر جرم زای مشاهده شده استفاده شده است.

– برای مناطق با سطح اعتماد بالا و سطح فعالیت پائین، نرخ جرم تخمین زده شده که از بین مقادیر متوسط فعالیت اجتماعی و اعتماد عمومی بدست آمده بود از 14/3 در هر 100000 نفر به 57/1 نفر افزایش یافت. بدلیل اینکه ترکیبی ازاعداد سطح اعتماد بالا و سطح فعالیت پائین مورد استفاده قرار گرفته است در این محاسبات از مقادیر ضد جرم واقعی استفاده شده است.

*** روشهای این تحقیق:

استفاده از روابط پیرسونی؛ که بر اساس آن، جوامعی که سطح اعتماد عمومی در آنها بالاست، پدیده هایی مانند اجتماعات غیررسمی، مشارکت اجتماعی، شرکت در انتخابات و اعمال خیرخواهانه، خدمات اجتماعی و نقش پذیری سیاسی، در سطح بالایی در آنها وجود دارد.

استفاده از مدلهای بازگشتی و غیر بازگشتی؛ که در این تحقیق از مدل پایه ای، واریانس، انحراف معیار، «r» و «R2» تعدیل شده و الگوی چندمتغیره نام برده شده است.
– فاکتورهای دوازده گانه یک به یک وارد مدل پایه ای شدند و نتیجه گرفته شد که سه فاکتور از دوازده فاکتور، نسبت قابل توجهی با نرخ جنایت دارند که عبارتند از:
1- اعتماد اجتماعی (اعتماد عمومی)2- فعالیت اجتماعی3- فعالیت سیاسی

که این فاکتورها به عنوان متغیرهای درون زا مطرح شده اند.

و با یک نگاه دیگر به مدل پایه ای در می یابیم که:

1- جنوبی بودن مناطق 2- محرومیت از منابع 3- تراکم جمعیت 4- نرخ طلاق

بدلیل بالا بودن سطح این متغیرها (پوشش 70% واریانس جنایت در چهل منطقه «SCBS») نسبت آنها به نرخ جنایت، به میزان قابل توجهی بیشتر است، که این فاکتورها به عنوان متغیرهای برون زا مطرح شده اند.

بخش اول:

ب: نقد مقاله

از جمله محدودیتهای و اشکالات این تحقیق می توان به نکات ذیل اشاره نمود:

تعیین کاربردهای مفید ابعاد سرمایه اجتماعی کاری مشکل است و با توجه به پیچیدگی رفتار انسان، محققان علوم اجتماعی از نمایش کامل ابعاد سرمایه اجتماعی که در تئوری پاتنام و دیگران، درباره آن بحث می شود، عاجزند.

مانند تمام نظرسنجی های تلفنی، درصد مقولیت پاسخ ها از دیدگاه کلاسیک پائین است.

ماهیت چندگانه بودن این نظرسنجی و کوچک بودن نسبی نمونه های مورد اندازه گیری، مشکل دیگری است که این تحقیق با آن مواجه است.

در مورد دلیل و اثرات عدم پاسخگویی پاسخگویان (حدود 42%) بحث نشده است و این مکشلی است که محققان بعدی از جمله (مسنر و بامر) به آن اشاره کرده اند و محققانی مانند آقای لدرمن حوزه این تحقیق را جهانی کردند (در سال 2002) و سعی در رفع اشکالات تحقیق های پاتنام داشتند.

نبود معیارهای دقیق درباره رابطه ابعاد سرمایه اجتماعی و میزان خشونت و گستردگی حوزه های فرهنگی کشورها در این خصوص و متفاوت بودن آنها.

کمبود نسبی نمونه های موجود در «SCBC» مانع انجام ارزیابی همزمان مدلهای اندازه گیری مربوط به ساختارهای چند عاملی سرمایه اجتماعی می شود.
** خلاصه و نتیجه گیری:
آقای لدرمن می گوید: از این تحقیق ما، رابطه بین ابعاد چندگانه سرمایه اجتماعی و یک مشکل اجتماعی، چه از نوع نظری و چه از نوع واقعی (سطوح جرمهای جنابی) فراتر از نظریه پردازی صرف، برداشت و ارزیابی کرده ایم. بررسی ها نشان میدهد:

چند بعدی بودن سرمایه های اجتماعی مورد تأئید است.

بسیاری از ابعاد برجسته تئوریک، واقعی هستند.

نبود حس اعتماد نسبت به اطرافیان، انگیزه ای نیرومند، در ورای تجمع های اجتماعی است.

تفاوت تجمع های اجتماعی با سرمایه های اجتماعی از بسیاری از جهات است.

پس از کنترل شرائط اقتصادی و اجتماعی و بررسی های آماری، هیچ یک از ابعاد سرمایه اجتماعی تأثیر منفی در نرخ و جنایت ندارند.

با توجه به اینکه در هر دو مدل (بازگشتی و غیربازگشتی) از «تئوری عمومی جلوگیری از جرم و جنایت» استفاده شده است. لذا ثقل این تئوری تاکید بر: الف) شدت عمل افراد مسئول (مطابق با اصول انسانی، اخلاقی و قانونی)ب) قاطعیت افراد مسئول
ج) تعهد افراد مسئول به اجتماع، در کاهش نرخ جرم مؤثر است.
نکته کاربردی از این تحقیق:

از این تحقیق می توان نکات کاربردی فراوان در موضوع اعتماد عمومی و مشارکت اجتماعی (بطور کلی همه ابعاد دوازه گانه سرمایه اجتماعی) دریافت کرد از جمله در بحران بنزین (از بهمن ماه 85 تا تیر ماه 86) که تقریباً حدود شش ماه به عنوان یک معضل اجتماعی، افکار عمومی را دچار بحران کرد و بدلیل سوء مدیریت و عدم بکارگیری روشهای صحیح باعث جریحه دار شدن افکار عمومی جامعه ایران گردید.

از جمله سوء مدیریت و اشکالات روشی که باعث شد اعتماد عمومی کاهش پیدا کند عبارت است از:

عدم تصمیم متمرکز از سوی مدیریت کلان کشور بطوری که بتواند عملیاتی گردد و مشکلی از مشکلات مردم را حل کند.

زمان و نحوه ابلاغ سهمیه بندی نیز اشکال داشته است.

تصمیمات متخذه متناسب با مصوبات مجلس نبوده است.

از لحاظ امنیتی و روانی، تدابیر درست اتخاذ نگردید.

در تعیین روشها و تصمیم گیری، نقش افکار عمومی و انتظار مردم از حکومت اسلامی نادیده گرفته شد.


۰

6f/2 (34525)

6f/2 (34525)

خدا ، انسان و جهان مقدمه

دین در جهان معاصر

آیا انسان معاصر را در آستانه ورود به هزاره سوم میلادی، نیازی به دین ورزی و دین پژوهی نیست؟ آیا با صعود انسان به قله های بلند دانش تجربی، دیگر عصر ایمان دینی سپری شده است؟ و سرانجام، آیا انسان متجدد در دست یابی به سعادت و خوشبختی حقیقی، با اتکا به دست مایه های بشری خود، کامیاب بوده است؟ اینها، و دهها پرسش مشابه دیگراز جمله مسائل بنیادینی هستند که انسان معاصر با آن روبه روست. البته جای انکار نیست که عصر مدرن با تمام ظواهر رنگارنگ و فریبنده خود، انسان دیندار را به چالش می خواند و بسیاری از آنان که به سحر مظاهر مادی مدنیت نوین مفتون گشته اند، دیانت را جریانی رو به افول می دانند و مشتاقانه در انتظار رؤیت غروب خورشید دین نشسته اند. نگاهی سطحی بر پوسته های ظاهری زندگی انسان معاصر و دستاوردهای حیرت انگیز صنعت و فناوری (تکنولوژی) مدرن، چه بسا پندار فوق را تأیید کند یا دست کم با آن سازگار بنماید، با این حال چنین به نظر می رسد که بررسی جامع تر، ژرف تر و ناقدانه تر وضعیت جهان و انسان متجدد گزافه بودن ادعای پایان یافتن عصر ایمان و بی نیازی انسان معاصر از دین را برملا می سازد.

عقل گرایی

عقل گرایی (Rationalism) در شکل نوین خود، در اروپای قرن هفدهم و با تأملات رنه دوکارت (1596-1650) فیلسوف و ریاضیدان نامدار فرانسوی، آغاز شد و با آثار فیلسوفانی همچون باروخ اسپینوزا ( 1632-1677) ولایب نیتس (1646-1716) تداوم یافت. عقل گرایی در عصر تجدد آن است که عقل جزئی استدلال گر را اساسی ترین ابزار شناخت می داند و بر پایه برخی روایت های افراطی آن، عقل قادر است همه امور شناختنی را درک کند و آنچه قابل درک عقلی نباشد، قابل شناختن نیست.  

تجربه گرایی

جریان فکری دیگری که پس از رنسانس در جهان غرب به موازات عقل گرایی، نضج گرفت و سرانجام از رقیب خود (یعنی عقل گرایی) پیش افتاد، تجربه گرایی (Empiricism) بود. هر چند که تجربه گرایی در تاریخ فلسفه سابقه ای طولانی داشت. جریان تجربه گرایی نوین، ما با تأکیدات بدیع فرانسیس بیکن (1561-1626) بر لزوم به کار گیری استقرا – به جای استدلال قیاسی – آغاز شد و سپس مورت های نوین آن در فلسفه های جان لاک (1632-1704) ،‌جرج برکلی (1685-1753) و دیوید هیوم (1711-1776) عرضه گردید. در جریان عقل گرایی و تجربه گرایی، به رغم مخالفت های اساسی،‌ در یک مطلب هم داستان اند و آن اینک: هر گونه شناخت فراعقلی و فرا حسی را به دیده تردید می نگرند و ارزش و اعتباری برای معارف و حیاتی و شناخت های شهود انسان در نظر نمی گیرند.  

از دیگر عوامل بروز بحران های معاصر سیطره علم مداری ( scienticism) بر اندیشه بسیاری از دانشمندان علوم تجربی است . علم مداری که می توان آن را فرزند خلف تطبیق تفکر تجربه گرایانه در حوزه دانش های تجربی دانست به معنای اعتقاد به این مطلب است که علم تجربی یگانه راهنمای قابل اعتماد بشر به سوی حقیقت می باشد.

نسان محوری :

یکی از ویژگیهای دوران تجدد حاکمیت دیدگاههای اومانیستی و انسان محورانه است. انسان سنتی واقعیت و هویت خویش را در پرتو ارتباط با آفریدگار جست و جو می کرد و کمال خود را در بندگی و قرب معبود می یافت. اما بر پایه اومانیسم انسان محور و اساس همه واقعیت ها و ارزش هاست و همه چیز، حتی خدا و دین نیز باید در ارتباط با او توجیه و تفسیر شوند. بحران معرفتی :

به رغم رشد تصاعدی و شگفت انگیز داده های اطلاعاتی (1) انسان متجدد به لحاظ معرفتی در موقعیتی قرار دارد که می توان آن را تحیر معرفتی نوین نامید. ریشه های اولیه این سرگشتگی ،‌در عصر جدید به تأملات کانت در محدودیت های شناخت بشری باز می گردد. برای مثال : مطالعات جدید در حوزه هرمینوتیک (دانش تفسیر) به این نتیجه رهنمون شد که هیچ گاه نمی توان فهم کاملی از سخن یا نوشته دیگران داشت، تحولات جدید در حوزه منطق و معرفت شناسی فی المثل ظهور نظریه های جدید در باب معنا و معیار صدق یک گزاره، این سرگشتگی و افزونی بخشید. بر خلاف دیدگاه سنتی که گزاره صادق را گزاره ای مطابق با واقعیت می دانست، در دیدگاههای جدید، صدق مفهومی کاملاً متفاوت دارد. به هر تقدیر، عقل گرایی و تجربه گرایی دنیای جدید آن گونه که در کوتاه کردن دست انسان متجدد از معارف و حیاتی توفیق یافته، در رهنمونی او به سوی معرفت های بدیل قابل اعتماد، کامیاب نبوده اند.

بحران های اخلاقی :

با توجه به پیوند بنیادین آدمی با اخلاق، تعریف انسان به (حیوان اخلاقی) چندان گزاف نیست . اندیشمندان بشری از دیرباز، در باب اخلاق و اخلاقیات تأمل ورزیده و نظریه پردازی کرده اند و همواره در طول تاریخ، انسان های نیک نهادی بوده اند که پس از تصفیه و پیرایش درون خویش به اصلاح عالم انسانی برون و عرضه آموزه های اخلاقی پرداخته اند. نسبی گرایی، سود گرایی و لذت گرایی اخلاقی – دست کم در برخی روایت های خود سهم وافری در توسعه ناهنجارهای اخلاقی و تربیتی داشته اند. از سوی دیگر، دیدگاههای انسان محور و فردگرایانه جماعتی از نو اندیشان، فضای اندیشه ی اخلاقی را چنان آلوده که تاریخ نظیری برای آن سراغ ندارد. انحطاط اخلاقی انسان متجدد اختصاصی به اقشار زیرین جامعه ندارد، بلکه گریبان بسیاری از افراد تحصیل کرده را نیز گرفته است. برای مثال، امروزه در بسیاری از دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی کشورهای صنعتی مغرب زمین ، تشکل های دانشجویی هم جنس بازان به صورت رسمی فعالیت دارند.بحران های روانی :

امروزه ، شاهد پیشرفت های مهمی در حوزه روانپزشکی، روانشناسی و به ویژه روانکاوی هستیم و متخصصان این علوم دانسته اند ابعاد ناشناخته روان آدمی را بکاوند و جوانبی از تعامل پیچیده آن را با عوامل محیطی و وراثتی و ویژگیهای فیزیولوژیک برملا سازند. در حال حاضر ، بسیاری از اعضای جوامع،‌از انواع اضطراب ها و فشارهای روانی رنجورند و افسردگی،‌در اشکال مختلف آن ، یکی از معضلات لاینحل شده است. انسان متجدد به شدت از احساس پوچی و بی هویتی رنج می برد. به گمان ما مشکل اساسی در اینجاست که این علوم عمدتاً تصویر واقع نمایی از عمق و ژرفای وجود آدمی و نیازهای اساسی و استعدادهای شگرف او ندارند و بیشتر در پوسته های هویت او به کاوش می پردازند. فناوری (تکنولوژی)

دیرزمانی است که بشر،‌با به بکارگیری دانسته های علمی خود، به ساختن ابزار و بهره گیری از آن پرداخته، اما تنها در طی سده های اخیر است که به موازات تقویت بعد کاربردی علوم تجری، پدیده ای به نام «فناوری» در جوامع پیشرفته ی صنعتی،‌ظهور یافته است. فناوری نوین، فرهنگ و اخلاق ویژه خود را بر جوامع پیشرفته تحمیل می کند. در دهه های اخیر، فناوری نوین ،‌خاستگاه بحران هایی اساسی نظیر بحران انرژی و بحران محیط زیست بوده است. چندی است آفات و شرور زیست محیطی فناوری مدرن مورد توجه جدی قرار گرفته است. از سویی دیگر، پیشرفت بشر در شاخه های مختلف پزشکی به همراه توسعه صنایع داروسازی و تولید مواد بهداشتی ،‌تشخیص ، پیشگیری و درمان بسیاری از بیماری ها را آسان کرده است اما طرفه آن است که در همین دوران بیماری های نوظهور ناشناخته ای شیوع یافته اند که خطر آنها برای آدمی، کمتر از بیماری هایی که درمان آنها کشف شده ،‌نیست. به هر تقدیر، اینک مار خوش خط و خال تکنولوژی که مدت زمانی در آستین انسان متجدد پرورانده شده ، به اژدهایی سهمگین مبدل گردیده که حیات سعادتمندانه بشر بر روی کره خاک را به آتش کام خود می سوزاند و دیو سرکش صنعت سخت در کار لگدمال کردن ارزش های انسانی است. نقش دین در حل بحران ها :‌

آنچه به اجمال تمام گفته شد،‌تنها گوشه ای از معضلات و بن بست هایی است که انسان متجدد با آن روبه روست. انسان مدرن، در طی سده های اخیر، گام هایی سریع و عجولانه در مسیر دین زدایی و انسانی کردن تمام ابعاد خدایی وجود خویش و تقدس زدایی از امور مقدس برداشت و نعره مستانه استغنا از دین ورزی و خداباوری را در جهان طنین انداز کرد و گستاخانه پایان عصر دین و معنویت دینی را اعلام نمود. شرح مفصل آنچه که امروزه از دین ورزی برای حل بحران های انسان متجدد برمی آید محتاج پژوهش هایی گسترده و نگارش مکتوباتی بلند است.

دین و بحران معرفتی :

بر اساس آموزه های دینی، راه های شناخت و معرفت اندوزی بشر به حس و تجربه محدود نمی شود، بلکه وحی و عقل (به ویژه عقل کلی که قادر به درک امور فرا تجربی است) نیز منابع مکمل شناخت انسانی اند که با اتکا بر آن ها، آدمی می تواند به مجموعه ای کامل تر و منسجم تر از حقایق ، معرفت پیدا کند. خلاصه آن که این امکان همواره برای انسان دینی فراهم است که کشتی طوفان زده اندیشه اش، که در گردباد تحیر و شکاکیت گرفتار آمده است. در ساحل آرام ایمان پهلو گیرد. متعالی ترین اشکال حیرت به پیامبران و عارفان اختصاص دارد) بلکه سخن در این است که انسانی که خود را در معرض هدایت دینی قرار می دهد، هیچ گاه احساس سرگشتگی و تحیر مطلق – به گونه ای که هیچ پایگاه استوار معرفتی نداشته باشد – نمی کند.

دین و بحران های اخلاقی :

دین همواره پشتوانه محکمی برای اخلاق بوده است و بخش قابل توجهی از آموزه های دینی تعالیم اخلاقی اند. البته نقش دین در ساحت اخلاق، به عرضه آموزه های اخلاقی که مبتنی بر مبانی متعالی سازگار با حقیقت وجود انسان باشد خلاصه نمی شود.

دین و بحران ها ی روانی :

‌بی تردید، بخشی از مبانی نظری بحران های روانی معاصر، در نگرش واژگونه به ماهیت انسان، استعدادها و قابلیت های او و نیز غایت هستی اش بر می گردد. در دیدگاه تجدد گرا،‌انسان موجودی است که همچون سایر حیوانات،‌از دل طبیعت برخاسته و بر اثر تحولات زیست شناختی به مرحله ، کنونی رسیده است و تنها غایت متصور برای او، پیشرفت در طریق مادیت و تسلط بیش تر بر جهان طبیعت است . اما نگرش دینی به انسان نگرشی کاملاً متفاوت است و دین تصویر دیگری در آغاز و انجام انسان ارائه می کند. ایمان آدمی به آموزه های دینی در مورد خداوند انسان و آغاز و انجام او نقش مهمی در پیشگیری و درمان ناهنجاری های روانی ایفا می کند و این نقش، مورد تأیید جمعی از روانشناسان و روانکاوان قرار گرفته است.

دین و بحران فناوری :

بحران فناوری نه از ذات ، که از لجام گسیختگی آن سرچشمه می گیرد. این که انسان بر ساخت ماشین و بهره وری از آن توانا باشد، ذاتاً نوعی کمال و ارزش به شمار می آید، اما آنچه آفت زاست ساختن هر چیز ممکن و بهره وری به هر طریق ممکن، بدون وجود حد و مرز است . به گمان ما ،‌تعلیم دینی – اگر سرلوحه عمل انسان معاصر قرار گیرد – به راحتی می تواند از عهده مهارکردن غول فناوری برآید. اساساً در نگرش انسان دین باور، سلطه بر طبیعت یک ارزش ذاتی نیست. بلکه صرفاً ابزاری است برای شکوفا شدن استعدادهای متعالی و دومین هدف ،‌چند و چون بهره گیری از ماشین را معین می کند و مرزهای فناوری را ترسیم می نماید. کوتاه سخن آن که برای انسان دینی، ارزش های معنوی در درجه اول اهمیت قرار دارند و از این رو،‌در حالی که پیشرفت در صنعت و فناوری را امری مطلوب می شمارد می کوشد تا از آن در جهت اهداف انسانی و اخلاقی بهره گیرد و آماده است تا هر گاه آن مقدمه در خدمت این هدف نباشد مقدمه را در راه اهداف متعالی فدا کند. آنچه گفته شد حدیث مجملی است که از ماجرای مفصلی که در عصر تجدد بر سر انسان رفته است.البته ،‌در این میان ،دین باوران نیز مسؤولیتی بس سنگین دارند، کاوش محققانه در منابع دینی به منظور تعمیق و گسترش معرفت دینی خویش و تلاش برای عرضه آموزه های حیات بخش دین در قالب های نوین، به گونه ای که ،‌با حفظ اصالت، پاسخ گوی نیازهای متنوع انسان معاصر باشد. از جمله وظایف اساسی همه اندیشمندان و مشفقان دینی است.  

اسلام یکی از ادیان توحیدی است که از حدود 610 م به وسیلة حضرت محمد (ص) ، در مکه تبلیغ گردید و با گسترش سریع و چشمگیر ، در فاصله ای کمتر از نیم قرن ، دین غالب بر بخش وسیعی از آسیا و افریقا گشت . پیروان این دین مسلم یا مسلمان خوانده می‌شوند . اسلام در لغت به معنای انقیاد و گردن نهادن به حکم است و در کاربرد دینی آن ، اشاره به تسلیم در برابر فرمان و حکم الهی است

بنابر آیات قرآنی که اصیل‌ترین منبع شناخت دین اسلام است ، این دین به هیچ روی میان پیامبران الهی جدایی قائل نیست ( بقره /2/ 136) ،‌بلکه در بیان قرآن ، همة پیامبران مبلغ دینی واحد با صورتهای گوناگون بوده اند که همان دین اسلام بوده ، و تعلیم مشترک آن تسلیم در برابر فرمان خداوند یکتاست . بر این پایه ، گاه در قرآن کریم ، از اسلام همان دین مشترک توحیدی یا به تعبیری دیگر « دین الله » اراده شده است که همة انبیاء مبلغ آنند و دینی جز آن نزد خداوند پذیرفته نیست ( نک :‌آل عمران / 3/ 19 ، 83 ، 85 : مائده / 5/ 44) و والاترین نمونة آن دینی است تکمیل کنندة ادیان پیشین الهی که حضرت محمد‌(ص) به تبلیغ آن مبعوث شده ، و در طول 23 سال به ادای این رسالت اهتمام نموده است ( نک : مائده / 5/ 3 ) .

رابطة انسان با دین الهی در واژگان قرآنی با تعابیری مختلف بیان شده است ، اما از اشاره‌ای قرآنی ( حجرات /49/ 14) چنین بر می‌آید که اسلام آوردن ، مرحله‌ای آغازین در پذیرش دین الهی است و لزوماً با ایمانی راسخ در قلب همراه نیست

همین نکته موجب شده است تا در دیدگاه برخی صاحب نظران ، ایمان به عنوان مرتبه‌ای افضل از اسلام شناخته شود و بحثی تحت عنوان ایمان و اسلام در علم کلام اسلامی پدیدار گردد.در این مقاله ، اسلام و جلوه های فرهنگی و مدنی آن از دیدگاههای گوناگون بررسی شده است

دایره المعارف بزرگ اسلامی. زیرنظر کاظم موسوی بجنوردی . تهران : مرکز دایره المعارف بزرگ اسلامی ، 1367- ، جلد 8 ، ص 396ـ395 * منبع


۰

gl/l (1068)

gl/l (1068)

مقدمه
ضرورت مطالعه همه جانبه و متعاقباً توسعه و بهره برداری و حفظ و حراست از منابع أبهای زیر زمینی در هر منطقه امری واجب و لازم و یکی از راههای رسیدن به خود کفایی میتوان محسوب کرد. در این راه باید از تمام امکانات موجود به بهترین نحو استفاده کرده و با یاری گرفتن از جدیدترین دانشها و تجربه ها ی علمی و عملی و بکار بستن بهترین روشها به استخراج از این ثروت نهفته در خاک بپردازیم . اما از أنجائیکه این منابع در اکثر نقاط کشور ما محدود و در خور توجه بوده و از طرفی همیشه همراه با هرگونه توسعه و پیشرفتی محدودیتهایی هم ببار می أورد در این زمینه هم میبایستی قبل از توسعه و استخراج از این مایع حیاتی به اصول و قوانین صحیحی که برای حفظ از أن لازم است توجه زیاد نمود تا در دراز مدت نتیجه مطلوب عاید گرد و دچار مشکلات نگردیم.
منظور از تهیه این گزارش شتاسائی منایع أبهای حوزه أبریز پشتکوه بوده که در قالب مطالعات شتاسائی لأبهای زیر زمینی انجام پذیرفته و نتیجه و پیشنهادات در جهت بهبود وضعیت عمومی منطقه به طور مفصل توضیح و ارائه طریق گردیده است.

کلیات
( وضعیت طبیعی , جغرافیایی, اجتماعی, اقتصادی و کشاورزی منطقه )
منطقه مورد مطالعه دارای 1854 کیلومتر مربع وسعت که از نظر تقسیمات کشوری قسمتی از بخش پشتکوه شهرستان نی ریز بین طول های جغرافیایی 7-54 تا 40-54 و عرضهای جغرافیایی 8- 29 تا 53-29 در سمت شمال شرق این شهرستان قرار گرفته است..

مرکز این بخش بنام مشکان در دامنه ارتفاعات غربی همین حوزه واقع و بلحاظ کوهستانی بودن در تابستان دارای أب و هوای خوب و ییلاقی و زمستان سرد میباشد.

جمعیت کل این بخش حدود 22000 نفر که تعداد 12800 نفر از أن در این محدوده بطور پراکنده اسکان دارند . تراکم جمعیت حدود 7 نفر در هر کیلومترمربع میباشد.

شغل اصلی مردم کشاورزی , دامداری , قالیبافی و تعدادی سرگرم باغات دیمی میباشند.

دورترین أبادی منطقه بنام روستای چاهک تا شهرستان نی ریز بیش از 100 کیلومتر فاصله دارد.

جاده اسفالته نی ریز به سیرجان از ناحیه جنوبی منطقه عبور و أنتهای شمالی منطقه توسط جاده شوسه از طریق هرات ***** به استان یزد ارتباط پیدا میکند.

اهالی قسمت عمده مایحتاج خود را گذشته از شهرستان نیریز از این استان تهیه و رابطه اقتصادی نزدیکی با یکدیگر دارند .

جاده شوسه ای که از ارتفاعات غربی عبور کرده و به گردنه راه دراز معروف است راه ارتباطی منطقه با خیرأباد ****ا.

از نظر کشاورزی و حاصلخیزی خاک منطقه ای نسبتاً خوب و نوع کشت أبی أن شامل گندم, جو, یونجه, کنجد، چغندر قند, هندوانه, خربزه و مقدار قابل ملاحظه ای دانه أفتاب گردان میباشد از ظاهر امر چنین بر میأید که تخم أفتاب گردان در منطقه دارای بازده خوب می باشد که توجه مسئولان امر را به گسترش کشت این دانه روغنی جلب مینماید.

همچنین بلحاظ کوهپایه ای بودن و میزان نزولات جوی نسبتاً خوب سالیانه و وجود بوته های مرتعی و درختان جنگلی جهت توسعه درختان میوه دیمی و گسترش مرتع و دامداری منطقه ای مناسب بنظر میرسد و در حال حاضر دارای حدود 300 هکتار باغات دیمی از قبیل بادام, انگور و حدود 400 هزار راس دام میباشد که بایستی به أنها توجه بیشتر گردد.

جدول سطح زیر کشت محصولات سالیانه و باغات
ردیف نوع کشت سطح زیر کشت هکتار

1 گندم 4257

2 جو 1587

3 پنبه 2700

4 چغندر قند 337

5 افتاب گردان 2600

6 سیب زمینی 205

7 نخود 125

8 کنجد 80

9 یونجه 311

10 پیاز 40

11 هندوانه 2675

12 خربزه 150

13 باغات ابی 100

14 باغات دیمی 300

4-هواشناسی

نظرباینکه موقعیت جغرافیایی و وضع اب هوا از عوامل مهم در کیفیت و کمیت آبهای زیر زمینی بوده و از طرفی

اوضاع کلییماتوژی تل رابطه مستقیم با عوا مل بوی از قبیل میزان نزولا ت جوی تبخیرو تعرق- درجه حرارت

دارد احتمالا به بررسی این عوامل در منطقه می پردازیم.

منطقه مورد مطالعه از نضر جغرافیائی 7- 54 تا 40 – 54 طول شرقی و بین 8- 26 تا 53- 39 عرض شمالی قرار گرفته است.

آب و هوای منطقه که بخش کوچکی از فلات ایران و همجوار با ناحیه کویری می باشد تقریباً از نوع بری نیمه خشک مدیترانه میتوان محسوب نمود.

بطور کلی هرچه میزان نزولات جوی در منطقه بیشتر باشد درآمد بیشتری از آن نفوذ و در نتیجه تبخیر کمتر گشته و در کیفیت آب منطقه موثر می باشد.

متوسط بارندگی سالیانه که با استفاده از ایستگاههای باران سنجی مشکان و حسن آباد محاسبه گردیده حدود 318 میلیمتر می باشد که درصدی آز آن هم بصورت برف در سطح حوزه می نشیند و اثرات خوبی در وضعیت عمومی منطقه دارد .

گرچه به علت موجود نبودن ایستگاه تبخیر سنجی در حوزه آبریز از میزان تبخیر و تعرق و همچنین درجه حرارت منطقه اطلاعی در دست نیست در اینجا ضمن لزوم تاسیس یک ایستگاه تبخیر سنجی در محل تاثیر این عوامل در آب و هوا و نهایتاً در موقعیت هیدرولوژی منطقه بازگو مینمائیم.

هر مقدار در منطقه تبخیر و تعرق بیشتر صورت گیرد مقدار بیشتری آب از این راه از دست میرود که خود باعث افزوده شدن املاح موجود در آب سفره زیر زمینی میگردد.

مضافاً اینکه درجه حرارت هم به سهم خود از عوامل اضافه کننده املاح آب و محیط مناسبی برای انجام یک سری فعل و انفعالات شیمیایی جهت انحلال املاح موجود در زمین و بالا بردن کیفیت آب می توان محاسبه نمود.

چشمه های موجود در این ناحیه و بعضی از قنوات از تغذیه این آهکها استفاده می نمایند. آبدهی ویژه محاسبه گردیده در سطح این آهک طبق آبدهی لحظه ای چشمه ها و قنواتی که مستقیماً از این فرماسیون در محدوده حوزه بیرون می آید طبق فرمول مقابل برابر 39/0 لیتر در ثانیه در کیلومتر مربع میباشد

.

گرچه آبدهی ویژه این محدوده زیاد بنظر نمی رسد و از طرفی هم تکتونیک موجود در بعضی از مناطق آهک گسیختگی ایجاد کرده و حتی بصورت کلاهک در آورده پیشنهاد حفر چند حلقه چاه یا پیرومتر اکتسافی آهکی در مناطق ده چاه و مشکان و شهریاری لازم بنظر می رسد.

از کرتاسه بالایی سری دگرگون گشته رنگی بنام کالرد ملانژ در انتهای گسلهای عمیق موجود رخنمون دارد که انحلال املاح آنها در بالا بردن کیفیت آب منطقه می تواند تاًثیر داشته باشد .

از کرتاسه فوقانی آهک دو لومیتی نرم رنگ تاربور در سطح ناچیز در ناحیه جنوبی بیرون زدگی دارد

دوران سوم:
11% حوزه را می پوشاند
دوران سوم بترتیب رسوبات تبخیری و قاره ای نئوژن بصورت تپه ماهور بیرون زدگی دارد که این تشکیلات بعلت قابلیت انحلال و دولابی بودن منشاً آنها تاًثیر منفی در کیفیت آب منطقه دارد.

و فرسایش آها باعث تشکیل آبرفت دانه ربز و مارنی با بافت سنگین در منطقه گردیده جنس آنها احتمالاً از میوسن تا پلیوسن میباشد.

از دوره پلیوسن تشکیلات کنگلومرائی که نتیجه حرکات مختلف کوهزائی ناشی از کوهزائی مربوط به اواخر دوران سوم در منطقه زاگرس میباشد موجود و مواد تشکیل دهنده آنها از فرسایش مواد تخریبی گوناگون موجود در حوزه تشکیل یافته و از انبار شدن آنها بر روی هم باعث بروز ناحیه وسیعی از تبه ماهور های کوتاه و بلند گردیده.

ضخامت آنها نسبتاً زیاد و قسمتهای سطحی آنها قابل نفوذ و در تغذیه دشت موثر میباشند و در بعضی مناطق سنگ کف دشت را شامل میگردند.

مواد تشکیل دهنده آنها اکثراً گرد و کروی که توسط سیمانی از آهک یا ماسه و سلیس به هم جون خورده و دارای جور شدگی ضعیفی از نظر دانه بندی میباشند.

دوران چهارم:
رسوبات دوره چهارم در منطقه جمعاً 58% از سطح منطقه را میپوشاند که بترتیب مخروط افکنه های تشکیل شده دز دهانه دره ها و تراسهای نسبتاً ویسع و آبرفتهای با اندازه های مختلف شامل می گردد که سفره آب زیر زمینی منطقه را تشکیل می دهند .
مواد تشکیل دهنده آنها حاصل تجزیه و تخریب تشکیلات موجود در حوزه اعم از ( دگرگونی آهکی- کنکلومرائی ) میباشند و بستگی به موقعیت توپوگرافی منطقه ضخامتهای متفاوتی را در نقاط مختلف تشکیل داده اند.

بهمین لحاظ منطقه دارای خصوصیات مخزنی متفاوتی از نظر آبگیری و آبگذاری گردیده است. جدول مساحت تشکیلات مختلف زمین شناسی حوزه بتفکیک محاسبه و بپیوست میباشد.

جدول مساحت و درصد مساحت تشکیلات زمین شناسی حوزه آبریز پشتکوه نی ریز
ردیف نام تشکیلات مساحت جز rm2 مساحت نسبی بر حسب درصد

1 تشکیلات دگرگونی 5/275 86/14

2 آهک اوربیتولین دار 5/281 19/15

3 کالرد ملانژ 6 32/0

4 آهک تاربور 6/3 19/0

5 نئوژن 7/1 09/0

6 بختیاری 8/202 94/10

7 واریزه مخروط افکنه و تراس 6/681 78/36

8 آبرفت 7/400 62/31

جمع 4/1853 100%

هیدرولوژی:
وضعیت کلی آبهای زیر زمینی هر حوزه ارتباط مستقیم با اوضاع هیدرولوژی آن منطقه دارد. به همین جهت ضمن رسم منحنی های هیپسومتری و آلتیمتری حوزه به بررسی حالت فیزیکی حوزه و وضعیت رودخانه ها و مسیلهای موجود و اثرات آنها در کمیت و کیفیت منابع آب این منطقه میپردازیم . منطقه مورد مطالعه جز کوچکی از حوزه ابریز بسته باتلاق گاو خونی میباشد.
مساحت کل حوزه آبریز مورد مطالعه حدود 4/1853 کیلومتر مربع که از این مقدار 1082 کیلومتر مربع دشت و واریزه و مخروط افکنه و بقیه آن ارتفاعات می باشد .

منطقه مورد مطالعه از نظر فیزیکی حوزه ای نسبتاً کشیده ضریب گراولیوس محاسبهشده حدود 64/1 میباشد.

بلندترین ارتفاع حوزه بنام کوه سرسفید 3085 متر در قسمت غربی و پائین ترین ارتفاع حوزه در محل خروجی 1700 متر نسبت به دریا ارتفاع دارد.

ارتفاع متوسط حوزه که از روی منحنی آلتیمتری و هیپسومتری محاسبه گردیده حدود 2010 متر میباشد.

از روی منحنی هیپسومتری رسم شده سطوحی از حوزه که بین ارتفاع 2200 تا 3085 متر قرار گرفته بدلیل شیب تند این منحنی احتمال جاری شدن سیل بعلت ریزش سریع آب ( در همین محدوده ) در حوزه زیاد میباشد که در محاسبه بیلان از این سطوح استفاده گردیده است.

و همچنین از روی همین منحنی ارتفاعی که بیش از سایر ارتفاعات سطح حوزه را میپوشاند بین ( 2000-1800) میباشد.

در منطقه رودخانه دایمی موجود نمی باشد و مازاد نزولات جوی حوزه آبریز ده چاه بعد از نفوذ در ارتفاعات به سمت دشت جریان و قسمت اعظم آن در مخروط افکنه ها و در بستر مسیلها و به داخل آبرفتهای دانه درشت حواشی دشت نفوذ و بقیه سیلاب بصورت سرزیر از سمت شمال قریه ده چاه از دشت نیمه بسته ده چاه بطرف منطقه قوری جریان و با مسیلهای فرعی اطراف قوری تشکیل مسیل نسبتاً بزرگی بنام مسیل چاه کانگ میدهد که این مسیل و مسیلی که ار ناحیه محمود آباد وارد دشت چاه کلنگ می شود بعلت پخش شدن آن و دانه درشت بودن بستر مسیل نقش مهمی در تغذیه این ناحیه از دشت چاه کلنگ دارد.

با ایجاد طرح تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب بر روی این مسیل در همین ناحیه میتواند مفید تر از وضع فعلی واقع گردد.

مسیل فوق الذکر در انتهای خروجی منطقه چاه کلنگ با مسیلی که از خروجی دشت شهریاری سر چشمه می گیرد پیوسته و بعد از گذشتن از ناحیه شرقی دشت چاهک با مسیلهایی که از نواحی کوهپایی سعدویه سلیمانیه و کلوتنگ جاری میگررردند تشکیل مسیل واحدی داده و از منطقه خارج میگردند .

در مناطق سلیمانیه و شهریاری نقش تغذیه مسیلهای و چاه منبع در سفره اب زیر زمینی کاملا مشهود میباشد .

با توجه به میزان نزولات جوی نسبتاًخوب سالیانه و با توجه به شکل هندسی حوزه میتوان قسمت اعظم سیلابی که در حال حاضر از منطقه خارج میگردند در دشتهای چاه کلنگ سلیمانیه – شهریاری و چاهک مهار نمود .نیکویی در تغذیه سفره اب زیر زمینی موجود دارند.. پیشنهاد نصب چندین اشل در مناطق مختلف مسیلهای یاد شده جهت کنترل میزان سیلاب خارج شده از حوزه واجب بنظر می رسد. .

بر روی نقشه حوزه موقعیت مسیلهای که می توان در تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب به منطقه کمک نمود بطور شماتیک در صفحه بعد نشان داده شده است.

با محاسبه سطح آبگیر هر مسیل و حجم آب جریان یافته مربوط به هر مسیل مقدار نفوذ موثر آن به سفره آب زیر زمینی منطقه را می توان حساب نمود . البته راههای تغذیه و پخش سیلاب برای هر کدام از مسیلها با توجه به اوضاع مورفولوژی متفاوت که میباید بعد از بررسی مناسبترین راه ممکنه را برای هر کدام انتخاب نمود .

جدول توزیع ارتفاع حوزه نسبت به سطح و درصد سطح جهت منحنی هیپسو متری و آلتیمتری
ردیف حدود ارتفاع بمتر سطح جزئی km2 فرکانس تجمعی فرکانس آلتیمری درصد درصد تراکمی

1 1800-1700 5/324 4/1853 51/17 100

2 2000-1800 7/563 9/1528 41/30 5/82

3 2100-2000 4/468 2/965 27/25 1/52

4 2200-2100 2/153 8/496 27/8 8/26

5 3085-2200 6/343 6/343 54/18 19

هیدروشیمی
یکی از مواد ضروری و مهم در مطالعات آبهای زیر زمینی بررسی هیدروشیمی حوزه مربوطه و عوامل دخالت کننده در این رابطه میباشد.
بطور کلی منشاً اصلی آبهای زیر زمینی در هر جا قسمتی از ریزشهای جوی موجود می باشد و آبی هم که از این طریق به زمین می رسد ابتدا فاقد املاح بوده و ضمن تماس با تشکیلات مختلف زمین شناسی و نفوذ و جریان یافتن و طی نمودن مسافتی در داخل سفره آب زیر زمینی بتدریج بر میزان املاح آن افزوده و از نظر کیفیت و میزان املاح آن افزوده و از نظر کیفیت و میزان املاح شکلهای مختلفی بخود میگیرد که این مسئله از طریق آنالیز شیمیایی نمونه آبهای منطقه و رسم و تفسیر نقشه های هیدروشیمی از قبیل نقشه کلر- هدایت الکتریکی – تیپ آب و رسم دیاگرام هولر و غیره و ارتباط دادن تاًثیر تشکیلات زمین شناسی حوزه میپردازیم .

در اینجا به تفسیر نقشه های هیدروشیمی و علل وجود میزان املاح موجود در آبهای زیر زمینی حوزه میپردازیم.

الف: تفسیر نقشه هدایت الکتریکی سفره موجود

از روی این نقشه که بازگو کننده کیفیت عمومی آبهای زیر زمینی و حرکت آب می باشد. منحنی های از 500 تا 1500 در دشت چاه و از 1000 تا 1500 در ناحیه غربی دشت ده چاه و از 1000 تا 1500 در ناحیه غربی دشت چاه کلنگ و کمتر از 4000 در ناحیه شرقی چه کلنگ و 1200تا 3000 در دشت چاهک و سعدویه و تا 3000 در دشت شهریاری نمایانگر جهت های تغذیه و اثرات مسیلها و تشکیلات زمین شناسی حواشی دشت و منحنی های 2500 تا 4000 در دشت چاهک از 4000 تا 6500 در دشتهای چاه کلنگ و چاهک و سعدویه 3500 در دشت ده چاه بازگو کنده آبرفت دانه ریز با بافت سنگین و اثرات سنگ کف متامورفیک و تشکیلات تبخیری و پیمودن مسافت زیاد آبهای زیر زمینی و مناطق تخلیه میباشد.

در ناحیه جنوبی شهریاری و چاه کلنگ منحنی های 1000 تا 2000 هدایت الکتریکی مربوط به تغذیه مسیل محمود آباد که از ارتفاعات غربی مشکان ( تشکیلات آهکی کرتاسه و بختیاری ) سرچشمه می گیرد میباشد.

از تفسیر نقشه کلر حوزه که مقدار یون کلر محلول در آب در طول جریان ( مسیر ) نشان میدهد بدلیل تبعیت از نقشه هدایت الکتریکی خودداری میگردد.

پس زدگی و انحنا منحنی نقشه های شیمیایی در جهت جریان ( مسیر) نشان میدهد بدلیل تبعیت از نقشه هدایت الکتریکی خودداری می گردد . پس زدگی و انحنا منحنی نقشه های شیمیایی در جهت جریان و مناطق تغذیه و بهره برداری کاملاً گویا و در مناطق سلمانیه و سعدویه اثرات تغذیه مفید مسیل سلمانیه در شکل منحنی های نقشه های کلر و هدایت الکتریکی که بشکل U در أورده کاملاً روشن می باشد.

ب: تفسیر نقشه تیپ أب منطقه

از روی این نقشه که برتری میزان یونهای موجود ملاک عمل می باشد مناطق بیکربناته موئد أبرفت دانه درشت و نقاط تغذیه و أبرفت حاصل از تشکیلات متامورفیت و نسبتاً دانه ریز و أبرفت دانه ربز و انحلال همین تشکیلات بوده و مناطق کلروره دلیل پر نمودن مسافت زیاد أبهای زیر زمینی و أبرفت دانه ریز و مارنی و مناطق تخلیه و سنگ کف تشکیلات تبخیری و أبرفت با بافت سنگین میباشد.

پ: بررسی دیاگرامهای شولر رسم شده

از روی دیاگرام شولر رسم گردیده برای تعدادی از منابع . فواصل خطها برای راههای رسم شده در نقاط مختلف سفره پیدا میباشد.

یعنی هر چه از مناطق تغذیه سفره فاصله می گیریم اضافه شدن املاح از روی این دیاگرام نمایان میباشد.

ت: طبقه بندی أب منطقه از نظر کشاورزی

طبق جدول طبقه بندی أب از روی 150 نمونه أب أنالیز شده:

3/5% از أنها خوب

41% ار أنها نسبتاً خوب

1/37% از أنها بد

6/16% از أنها خارج از جدول و خیلی بد میباشد

نتیجه :

بطور کلی چنین نتیجه می گیریم که کیفیت أبهای زیر زمینی منطقه ارتباط مستقیم با نوع و جنس أبرفت و جنس سنگ کف و تشکیلات زمین شناسی و جهات مختلف تغذیه و جریان و تخلیه در منطقه دارد.

جدول طبقه بندی أب منابع موجود از نظر کشاورزی
ردیف گروه نسبت درصد کیفیت

1 C2-51 3/5% خوب

2 C3-51 22% نسبتاً خوب

3 C3-52 19% نسبتاً خوب

4 C4-52 6/26% بد

5 C4-53 5/10% بد

6 خارج از کادر 6/16% خیلی بد

8 – هیدروژئولوژی

بعلت تحمل تکتونیک شدید و واقع شدن در مرکز فشار حوزه تشکیل شده از نظر مورفولوژی موقعیت توپوگرافی نا همواری پیدا کرده و همین امر باعث بروز خصوصیات مخزنی و هیدروژئولوژیکی متفاوتی از نظر تشکیل سفره های آب زیر زمینی گردیده است.

سفره دشت نیمه بسته ده چاه

سفره کوهپایه ای بهویه و توری

سفره مناطق چاه کلنگ و شهریاری

سفره مناطق سعدویه , سلمانیه و چاهک
خصوصیات هر کدام از سفره های تشکیل شده در آخر همین بخش از گزارش مفصلاً تشریح خواهد گردید.
حال به بررسی اوضاع هیدروژئولوژی عمومی منطقه میپردازیم .

آبرفت دشت حاصل تجزیه و تخریب تشکیلات موجود در حوزه و نوع جنس آن در نقاط مختلف فرق و تراوائی و کیفیت منابع آب زیر زمینی ارتباط مستقیم با نوع و جنس آبرفت و جهتهای تغذیه دارد .

یعنی آن قسمت از سفره تشکیل یافته در آبرفت که از فرسایش تشکیلات آهکی و کلگومرائی و بطور کلی دانه درشت حاصل گردیده موقعیت مناسب و در آن ناحیه از سفره که حاصل تشکیلات تبخیری و دگرگونی نتیجه گشته بعلت دانه ریز بودن و قابلیت تعرق و انحلال موقعیت نامناسبی از نظر کمیت و کیفیت دارد.

منابع تغذیه عبارتند از نزولات جوی . نفوذ در داخل مخروط افکنه ها و تراسها و آبرفتهای حواشی دشت و تشکیلات آهکی کرتاسه و بختیاری و مقدار ناچیز نزولاتی که توسط گسلها و شکافهای موجود بداخل تشکیلات دگرگونی وارد شده می باشد .

منابع تغذیه چشمه های موجود هم آهکهای کرتاسه واقع در حاشیه غربی و از تراسهای موجود می باشد که اکثراً توسط گسل یا سرریز و کتتاکت به بیرون راه پیدا می کند.

منابع تغذیه قنوات هم از سرریز آهکها و از تغذیه تراسها و آبرفتهای حواشی دشت و تشکیلات بختیاری و تغذیه جانبی مسیلها می باشد.

کل تخلیه سالیانه از منابع موجود در سطح حوزه 1/87 میلیون متر مکعب بوده که از این رقم 88% آن مربوط به تخلیه 178 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق با متوسط آبدهی 16 لیتر در ثانیه و 10% از آن مربوط به 39 رشته قنات با متوسط آبدهی 5/7 لیتر در ثانیه و 2% از آن مربوط به 14 دهنه چشمه با متوسط آبدهی 5/3 لیتر در ثانیه می باشد.

از کل تخلیه سالیانه 87 میلیون متر مکعب موجود6/80 میلیون متر مکعب آن مربوط به تخلیه از سفره آبرفتی و 4/6 میلیون متر مکعب آن مربوط به تخلیه از سطح آهک ( توسط چشمه ها و چشمه قناتها ) میباشد.

طبق جدول طبقه بندی آب از نظر کشاورزی تقریباً کیفیت اکثر منابع جهت کشتهای موجود در منطقه نسبتاً خوب میباشد.

از روی نقشه هم عمق سطح آب زیر زمینی رسم شده که تقریباً کم و بیش از نقشه تراز سطح آب زیر زمینی سفره موجود طبعیت می نماید. تغذیه جانبی آهکهای کرتاسه و تشکیلات بختیاری و مسیلهای حسن آباد و چاه کلنگ و محمود آباد و چاه منج و سلیمانیه و گلو تنگ و گلوگاه کاملاً مشهود و همچنین پس زدگی و انحناهائی که در روی نقشه های شیمیائی رسم شده دیدهمی شود اثرات تشکیلات موجود و مسیلها را روشن میسازد.

همانطوریکه در بخش هیدرولوژی هم گفته شد با طرح تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب بر روی مسیلهای موجود می توان کمک موثری به سفره آب زیر زمینی موجود نمود.

نتیجه- حال با استفاده از تعبیر و تفسیر نقشه های کم عمق و شیمیائی رسم شده و با توجه به وضع مرفولوژی موجود بتفسیر موقعیت هیدرولوژی سفره های آب زیر زمینی تشکیل یافته در حوزه می پردازیم.

سفره دشت نیمه بسته ده چاه
به دلیل واقع بودن دشت ده چاه در ابتدای حوزه آبریز و شیب توپوگرافی نسبتاً تند و دانه ریز بودن آبرفت در بعضی از مناطق دشت و کمی تغذیه سفره تشکیل شده نسبتاً فقیر و چاهها آز آبدهی نسبتاً کمی بین 5 تا 15 لیتر در ثانیه برخوردار بوده و ضخامت آبرفت بین 35 تا 120 متر متغیر و برخورد به سطح آب بین 15 تا 55 متر می باشد.
نوع آبرفت در حاشیه های دشت دانه درشت و در مرکز و انتهای دشت یعنی در حوالی شمال غربی آبادی ده چاه دانه ریز و مارنی می باشد.

منابع و محلهای تغذیه سفره مسیلهای موجود در اطراف خصوصاً مسیلی که از ناحیه جنوبی حسن آباد وارد دشت شده و تراسهای تشکیل شده و تراسهای تشکیل یافته در ناحیه شمال غربی و مخروط افکنه ها و مقداری آهکهای موجود در حواشی و تشکیلات بختیاری میباشند.

جهت جریان کلی آبهای زیر زمینی تقریباً جنوب غرب به سمت مال شرق میباشد.

دشت ده چاه از نظر مرفولوژی تقریباً سفره نیمه بستهای از نظر آبهای زیر زمینی تشکیل داده است که احتمالاً از طریق سر ریز از ناحیه شمالی دهکده ده چاه خروجی سطحی و زیر زمینی به سمت منطقه قوری دارد .

نقشه های هم عمق و هیدروشیمی منطقه هه گویای این ادعا می باشد.

سنگ کف دشت تشکیلات بختیاری و تبخیری و آهک کرتاسه و کالرد ملانژ میباشد.

سفره کوهپایه ای ناحیه قوری و بهبویه
تراسهای آبرفتی و مخروط افکنه های کوچک موجود در سفره آب زیر زمینی منطقه را تشکیل میدهند که چاهها و قنوات و چشمه های موجود از این تراسهای آبرفتی تغذیه میکردند.
بعلت بالا بودن سنگ کف و وجود آبرفت مارنی و غیر قابل نفوذ در شمال آبادی قوری ( در مسیر جاده قوری به چاه کلنگ ) آبهای نفوذی جریان یافته از تراسها و مخروط افکنه ها بصورت زه آب و چشمه در سطح زمین ظاهر گردیده است.

جهت جریان محلی غربی شرقی و سنگ کف در ناحیه جنوبی بختیاری و در ناحیه غربی تشکیلات تبخیری و بختیاری می باشد.

حداکثر ضخامت آبرفت 60 متر می توان تخمین زد.

سفره مناطق چاه کلنگ و شهریاری
در مناطق شهریاری و چاه کلنگ بعلت وجود یکسری تپه ماهورهای کنگلو مرائی یا آبرفتی در امتداد شمالی جنوبی و وجود گسل سرتاسری هم جهت با امتداد تپه ماهورها باعث ایجاد تقریباً دو سفره جداگانه گردیده است که خصوصیات هر کدام جداگانه مورد بررسی قرار میدهیم.
وجود تپه ماهورهای موجود احتمالاً یا بر اثر گسل موجود حادث گشته و شاید هم ریشه تشکیلاتی داشته باشد

الف- سفره دشت چاه کامگ

سفره آب زیر زمینی این دشت در حوزه ای کشیده و ناهموار تشکیل یافته خصوصیات هیدروژئولوژیکی نقاط مختلف آن بقرار زیر میباشد.

در ناحیه شرقی بعلت شیب تند توپوگرافی و نا همواری و عدم تغذیه کافی و سنگ کف دگرگونی و نئوژن و جنس آبرفت حاصل از ( تجزیه و تخریب تشکیلات متامورفیک و تبخیری ) سفره تشکیل یافته در این ناحیه از نظر آبگیری و آب گذاری ضعیف و افت شدید چاهها در این منطقه موید نظریه فوق می باشد.

و در قسمتهای مرکزی و شمال غربی و شمالی دشت بعلت ضخامت نسبتاً زیاد آبرفت و دانه درشت بودن آن و تغذیه مسیلهای اصلی چاه کلنگ و محمود آباد و شیب رسم توپوگرافی موجود وضعیت مخزنی سفره نسیتاً خوب و تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب منطقه ای مناسب بنظر می رسد .

منحنی های 1000 تا 2000 هدایت الکتریکی موجود در این ناحیه بر روی نقشه ( هیدرو شیمی ) که ظاهراً غیر منتظره بنظر می رسد ناشی از تاًثیر کیفی مسیل محمود آباد بر سفره موجود میباشد.

گل سرتاسری موجود در طول دشت ( جنب جاده چاه کلنگ به قوری وبه موازات آن ) و شیب توپوگرافی همین قسمت احتمالاً باعث هدایت و کانالیزه شدن آبهای زیر زمینی این سفره بسمت چاهک می گردد.

با انجام عملیات ژئوفیزیک می توان به این مسئله پی برد .

جهت جریان کلی آبهای زیر زمینی از سمت جنوب به سمت شمال غرب میباشد.

سنگ کف در سرتاسر ناحیه شرقی تشکیلات دگرگونی و تبخیری بوده و تراسهای تشکیل یافته بعلت دانه ریز بودن از آبگیری چندانی برخوردار نمی باشند.

در ناحیه جنوبی و غربی سفره سنگ کف تشکیلات بختیاری و تبخیری و نوع آبرفت تقریباً دانه درشت می باشد .

نوع آبرفت در ناحیه شرقی و شمالی دانه ریز و متوری بوده و بالا بودن کیفیت آب در این محدوده گویای مطالب فوق می باشد.

ضخامت آبرفت بین 40 تا بیش از 100 متر و آبدهی چاهها بین 10 تا 30 لیتر در ثانیه متفاوت می باشد .

ب- سفره منطقه کوهپایه ای شهریاری

بعلت مرفولوژی موجود سفره تشکیل شده در منطقه شهریاری از نظر مخزنی در نقاط مختلف متفاوت و ارتباط مستقیم با جهت های تغذیه های جانبی و نوع و جنس آبرفت دارد .

در قسمت جنوبی و جنوب غربی منطقه بعلت عدم تغذیه و جنس سنگ کف دگرگونی و واقع بودن در ابتدا حوزه آبگیر چاهها از آبدهی خوبی برخوردار نبوده..

در ناحیه غربی و شمالی و مرکزی بعلت ضخامت نسبتاً زیاد آبرفت و شیب ملایم توپوگرافی و وجود تراسها و مخروط افکنه ها و تغذیه مسیلهای جانبی و وضعیت سفره نسبتاً خوب خصوصاً در ناحیه سربرزی بعلت ضخامت زیاد آبرفت و دانه درشت بودن و تغذیه مسیل چاه منج و واقع بودن در مرکز دشت وضعیت مخزنی سفره کاملاً خوب میباشد .

با طرح تغذیه مصنوعی سیلاب مسیل چاه منج در این ناحیه میتوان کمک موثری به این سفره و سفره سلمانیه نمود.

ضخامت آبرفت بین 50 تا 120 متر میتوان تخمین زد.

سنگ کف در ناحیه غربی و جنوبی تشکیلات دگرگونی و در ناحیه شرقی و شمالی تشکیلات بختیاری و تبخیری میباشد.

آبدهی چاهها بین 8 تا 35 لیتر در ثانیه اندازهگیری شده است.

این سفره آبرفتی تشکیل گشته و سفره منطقه سلمانیه احتمالاً با هم در ارتباط میباشند

سفره آب زیر زمینی مناطق سعدویه و سلمانیه و چاهک:
در ناحیه سلمانیه بعلت شیب نسبتاً ملایم توپوگرافی و نوع آبرفت و ضخامت زیاد آن و تغذیه خوب مسیلهای سلمانیه و چاه منج وضعیت هیدروژئولوژیکی نسبتاًخوب میباشد.
سنگ کف قسمت غربی آهکهای کرتاسه و تشکیلات دگرگونی و در قسمت شرقی تشکیلات بختیاری میباشد.

در منطقه سعدویه و موروئیه در قسمت شمالی و شمال غربی بعلت شیب تند توپوگرافی و ضخامت کم آبرفت و وجود سنگ و وجود سنگ کف دگرگونی چاهها از کمیت و کیفیت خوبی برخوردار نمیباشند. و هرچه بسمت مرکز دشت و در جهت شرق نزدیک تر کردیم از نظر مخزنی سفره تشکیل یافته موقعیت مناسبتری پیدا مینماید.

ضخامت آبرفت حدوداً بین 50 تا 110 متر می توان تخمین زد و آبدهی چاهها بین 10 تا 27 لیتر در ثانیه اندازه گیری گردیده است.

جهت جریان آب زیر زمینی از سمت شمال غرب و غرب بسمت شرق و جنوب شرق میباشد.

در حوالی چاهک بدلیل واقع بودن در انتهای حوزه و محل خروجی آبرفتهای حمل شده طی زمانهای گذشته ( در اثر تجزیه و تخریب و حمل تشکیلات موجود در حوزه ) در این گودال جمع و رسوب نموده و ضخامت زیادی را شامل گشته است .

با توجه به مرفولوژی منطقه و عمق چاههای حفر شده ضخامت آبرفت را می توان به بیش از 130 متر برآورد نمود .

که همین موقعیت توپوگرافی موجود باعث گشته که تراسهای آبرفتی و مخروط افکنه هائی با موقعیت مخزنی نسبتاً خوب در قسمت شمالی و غربی این ناحیه تشکیل گردد و بدلیل همین موقعیت می توان احتمال وجود بیش از یک سفره آب زیر زمینی در آبرفت این ناحیه داد. که با حفر چاههای اکتشافی آبرفتی و بررسیهای ژئوفیزیک به صحت یا سقم این مطلب پی برد.

سنگ کف در این ناحیه تشکیلات بختیاری و تبخیری میباشد .

خروجی زیر زمینی سفره های آب زیر زمینی مناطق شهریاری و چاه کلنگ و ناحیه سلمانیه و سعدویه هم به سمت همین منطقه میباشد و خود هم بعلت واقع بودن در انتهای حوزه و محل خروجی احتمالاً خروجی زیر زمینی دارد.

با حفرچند حلقه چاه پیزومتر مشاهده ای و کنترل سطح ایستایی آنها میتوان به این مسئله پی برد .

جهت جریان آبهای زیر زمینی از سمت جنوب و غرب و شمال به سمت مرکز دشت و نهایتاً به سمت شمال شرق و محل خروج حوزه میباشد.

جدول تخلیه سالیانه منابع آب موجود در منطقه
ردیف نوع منبع تخلیه سالیانه به میلیون متر مکعب درصد تخلیه سالیانه

1 چاه های موتوری عمیق و نیمه عمیق 75/76 88%

2 قنوات 96/8 10%

3 چشمه ها 38/6 2%

مجموع ——— 02/87 100%

جدول 3

9- محاسبه بیلان سالیانه منطقه

بدلیل در دست نداشتن ضرائب هیدرودینامیکی سفره آبرفتی موجود و مدلی واقعی از فاکتورهای بیلان منطقه ناچاراً از متوسط بارندگی حوزه آبگیر و سطح های جزئی تشکیلات مختلف زمین شناسی موجود در خاصیت فیزیکی حوزه آبگیر مورد نظر استفاده نموده ایم.

در محاسبه میزان نفوذ های موثر هم سعی گشته ضرائب به کار برده شده مقایسه با مناطق مشابه و واقعیتهای موجود در منطقه باشد.

در عین حال چنانچه ارقامی غیر معقول بنظر رسید بدلائل ذکر شده در بالا بایستی دور از انتظار ندانست.

متوسط بارندگی سالیانه حوزه 318 میلیمتر

سطح حوزه آبریز 1854 کیلومتر مربع

کل بارندگی سالیانه در سطح حوزه 59 میلیون متر مکعب

متر مکعب بارندگی سالیانه حوزه 106 * 589= 318*1854

فاکتورهای بکار رفته در نفوذ به سفره آبرفتی عبارتند از :

26% سطح حوزه آبگیر شامل تشکیلات بختیاری و آهک کرتاسه که 11% از بارندگی در این سطح میزان نفوذ موثر از طریق تغذیه جانبی به سفره آبرفتی ( شامل تغذیه دشت و قنوات )منظور شده است.
میلیون متر مکعب 153 = 26% * 589
میلیون متر مکعب 8/16 = 11% * 153

37% سطح حوزه شامل مخروط افکنه و تراسهای با نفوذ پذیری خوب که 9% بارندگی مربوطه نفوذ به سفره آبرفتی دز نظر گرفته شده

میلیون متر مکعب 218 = 37% × 589

میلیون متر مکعب 2/19 = 9% × 218

36% سطح حوزه تشکیلات غیر قابل نفوذ و دشت مسطح تشکیل می دهد که 5/2% بارندگی این محدوده بطریق مختلف نفوذ به سفره منظور گشته است

میلیون متر مکعب 212= 36% × 589

میلیون متر مکعب 3/5 = 5/2% × 212

87 میلیون متر مکعب تخلیه سالیانه از ( چاه – قنات – چشمه ) داریم که 10% از این رقم آب نفوذ بازگشت به سفره ( آب برگشتی حاصل از آبیاری ) می باشد
میلیون متر مکعب 7/8 = 10% * 87

5 – 19% سطح حوزه بین ( ارتفاع 3085-2200 متر ) واقع گردیده که بعلت ارتفاع زیاد و با توجه به شیب تند منحنی هیپسو متری در این محدوده که از روی آن بعلت شیب تند احتمال جاری شدن سیلاب حاصل از نزولات جوی زیاد میباشد شامل می گردد که 20% کل بارندگی در این سطح نفوذ به سفره به طرق مختلف در نظر گرفته شده است.

میلیون متر مکعب 112 = 19% × 589

میلیون متر مکعب 4/ 22 = 20% * 112

ارقام خروجی زیر زمینی از منطقه هم بدلیل مشخص نبودن میزان آن در محاسبه منظور نگردیده منتهی بدلیل پائین افتادن سطح آب زیر زمینی منطقه احتمالاً مقدار آن ناچیز و رو به کاهش میباشد.
در منطقه ورودی سطحی و زیر زمینی هم از حوزه های مجاور در جائی به نظر نمیرسد به همین دلیل در محاسبه بیلان نیامده است .
مجموع نفوذ بمیلیون متر مکعب 8/72= 7/8 + 3/5+ 6/16 + 8/16 + 4/22

مجموع برداشت در محدوده سفره آبرفتی میلیون متر مکعب 6/80 = 4/6 – 87

رقم 4/6 میلیون متر مکعب مربوط به تخلیه چشمه و قنواتی میباشد که مستقیماً از آهک تخلیه میگردند.

مجموع برداشت در محدوده سفره آبرفتی = مجموع نفوذ در سطح سفره آبرفتی

اضافه برداشت سالیانه میلیون متر مکعب 8/7- = 6/80 – 8/72

جدول تخلیه سالیانه و بیلان و نمودار بیلان حوزه به پیوست میباشد.

نتیجه : گذشته از منفی بودن بیلان که حاکی از پائین افتادن سطح آب زیر زمینی سفره آبرفتی می باشد دلائل دیگری هم در این زمینه وجود دارد که عبارتند از :

الف- با سوالات گوناگونی که در منطقه از افراد مطلع بعمل آمده از پنج سال قبل تا کنون در نقاط مختلف سفره بطور متوسط افتی معادل 5/2 تا 6 متر داشته ایم

ب- کم شدن آبدهب چاهها ی دستی و تعمیق اکثر آنها ظرف همین چند سال.

بالا رفتن کیفیت شیمیائی اکثر چاه ها

ت- کم گشتن یا خشک شدن آب اکثر قنوات و چشمه قناتهای موجود با توجه به لایروبی آنها و محفوذ ماندن آنها از نظر حریمی

حال با دلائل ذکر شده در بالا بایستی به فکر تداوم سفره آب زیر زمینی موجود و بهبودی آن که نهایتاً ارتباط مستقیم با سرنوشت مردم این محدوده دارد افتاد که در این زمینه راههای ممکنه در بخش پیشنهادات ذکر گردیده است.

جدول 4

جدول 5

10 – نتیجه و پیشنهادات

به طور کلی با نتایجی که در آخر هر کدام از بخشهای مختلف این گزارش میگیریم و با توجه به اوضاع توپوگرافی حوزه که امکان کمک رسانی آبی به این منطقه از خارج حوزه به سادگی امکان پذیر نیست جهت تداوم منابع آب موجود و بهتر شدن آن که نهایتاً به سرنوشت مردم این منطقه بستگی دارد موارد ذیل پیشنهاد میگردد که امید است انشاالله بعد از انجام آن موثر واقع گردد.

پیشنهاد یک دوره مطالعات نیمه تفضیلی جهت توسعه کشاورزی و برآورد بیلان واقعی منطقه

با توجه به مرفولوژی حوزه آبریز و با در نظر گرفتن مستعد بودن منطقه از نظر کشاورزی و توسعه مرتع پیشنهاد طرح تغذیه مصنوعی و پخش سیلاب بر روی مسیلهای موجود.

نصب اشل بر روی مسیلهای چاه کلنگ – شهریاری- چاه منج و سلمانیه جهت محاسبه میزان سیلاب جاری شده در حوزه و نصب اشل در محل خروجی حوزه آبریز ( در ناحیه شمال شرقی چاهک ) جهت کنترل میزان سیلاب خروجی از حوزه.

حفر 4 حلقه چاه یا پیزومتر اکتشافی در آهکهای کرتاسه یال غربی حوزه آبریز دشت ده چاه و مشکان و شهریاری جهت مشخص نمودن ارتباط آب موجود در آهک و سفره آبرفتی و بهره برداری از آنها در صورت مثبت بودن نتیجه آنها جهت کمک به مصارف ضروری .

حفر 5 حلقه چاه و پیزومتر اکتشافی آبرفتی در مناطق مورد لزوم منطقه جهت تعیین ضخامت آبرفت و نوع سفره آبرفتی و تعیین ضرائب هیدرودینامیکی سفره آبرفتی.

انجام عملیات ژئوفیزیک در دشت جهت تعیین ضخامت و نوع جنس آبرفت و تشخیص سنگ کف و اثرات سنگ کف و تشکیلات زمین شناسی حاشیه دشت به سفره آبرفتی و تاًثیر گسلهای موجود در دشت از نظر جریانات هیدروژئولوژیکی.

با توجه به بیلان منفی محاسبه شده تا مشخص گشتن بیلان واقعی بعد از مطالعه نیمه تفضیلی محدودیت اضافه برداشت در محدوده سفره جهت پایدار ماندن آن رعایت گردد.

ا آنجائیکه قدرت موتور پمپهای موجود در هر منطقه یعنی ( آبگیری از سفره ) با ضرائب هیدرودینامیکی سفره ارتباط مستقیم دارد چنین به نظر می رسد که در اکثر مناطق سفره به این مسئله مهم توجه نگردیده که بایستی از این پس در هر منطقه بر آورد آبدهی و متعاقب آن محاسبه قدرت موتور پمپها با توجه به ضرائب هیدرودینامیکی سفره موجود در نظر گرفته شود

تاسیس یک ایستگاه کامل هواشناسی در چاهک جهت مطالعه اوضاع هیدروکلیماتوژی منطقه.

احیا قنوات و سیمانی کردن کانال قنوات و چشمه ها جهت جلوگیری از پرت آب که البته این کار توسط جهاد سازندگی و مرکز خدمات شهرستان نی ریز شروع گردیده.

ترویج کشاورزی و آبیاری جدید بجای روش سنتی جهت بازده بهتر و صرفه جوئی در مصرف آب .

بررسی و تجدید نظر در نوع کشتهای سالیانه منطقه از نظر مقدار مصرفی آب آنه در صورت امکان.

بلحاظ وسعت مرتع موجود و اوضاع جوی مساعد برای توسعه آن وبا در نظر گرفتن شغل اهالی که اکثراً دامدار بوده و تعداد دامهای موجود میبایستی از تخریب مرتع وتبدیل آن به مزارع کشاورزی ( آبی ) جلوگیری بعمل آید.

پیشنهاد ترویج و تشویق مردم به پیوند درختان جنگلی به درختان بارور از قبیلف بادام و انجیر دیم در سرتاسر مناطق کوهستان و کوهپایه ای ناحیه غربی منطقه امری واجب ولازم بنظر میرسد.

بررسی و شناسائی کامل آهکهای این منطقه.

حفر حدود 35 حلقه پیزومتر مشاهده ای آبرفتی در مناطق مورد لزوم دشت جهت کنترل نوسانات سطح آب سفره آبرفتی

پایان


قیمت: 100 تومان

gl/l (1097)

gl/l (1097)

آبکاری فلزات

نگاه کلی

فرایند آبکاری معمولا″ با فلزات گرانبها چون طلا و نقره ‌و کروم جهت افزایش ارزش فلزات پایه مانند آهن ‌و مس ‌و غیره و همچنین ایجاد روکشی بسیار مناسب (در حدود میکرومتر) برای استفاده از خواص فلزات روکش کاربرد دارد. این خواص می‌تواند رسانایی الکتریکی و جلوگیری از خوردگی باشد. فعل و انفعال بین فلزها با واسطه‌های محیطی موجب تجزیه و پوسیدگی آنها می‌شود چون فلزها میل بازگشت به ترکیبات ثابت را دارند. پوسیدگی فلز ممکن است به صورت شیمیایی(توسط گازهای خشک و محلولهای روغنی گازوئیل و نفت و مانند اینها) و یا الکتروشیمیایی (توسط اسیدها و بازها و نمک‌ها) انجام پذیرد. طبیعت و میزان خوردگی به ویژگی‌های آن فلز٬ محیط و حرارت وابسته است. روشهای زیادی برای جلوگیری از خوردگی وجود دارد که یکی از آنها ایجاد روکشی مناسب برای فلزها می‌باشد و معمول‌ترین روشهای روکش فلزها عبارتنداز: رنگین کردن فلزات ٬ لعابکاری ٬ آبکاری با روکش پلاستیک٬ حفاظت کاتدیک‌ و آبکاری با فلزات دیگر.

اصول آبکاری

به طور کلی ترسیب فلز با استفاده از یک الکترولیت را می‌توان به صورت واکنش زیر نشان داد:

فلز <——– (الکترون) z + کاتیون فلزی

ترسیب فلز با روشهای زیر انجام می‌شود:

آبکاری الکتریکی

در این روش ترسیب گالوانیک یک فلز بر پایه واکنشهای الکتروشیمیایی صورت می‌گیرد. هنگام الکترولیز در سطح محدود الکترود/الکترولیت در نتیجه واکنشهای الکتروشیمیایی الکترون‌ها یا دریافت می‌شوند (احیا) و یا واگذار می‌شوند (اکسیداسیون). برای اینکه واکنشها در جهت واحد مورد‌ نظر ادمه یابند لازم است به طور مداوم از منبع جریان خارجی استفاده شود. واکنشهای مشخص در آند و کاتد همچنین در الکترولیت همیشه به صورت همزمان صورت می‌گیرند. محلول الکترولیت باید شامل یونهای فلز رسوب‌کننده باشد و چون یونهای فلزها دارای بار مثبت می باشند به علت جذب بارهای مخالف تمایل به حرکت در جهت الکترود یا قطبی که دارای الکترون اضافی می‌باشد (قطب منفی یا کاتد) را دارند. قطب مخالف که کمبود الکترون دارد قطب مثبت یا آند نامیده می‌شود. به طور کلی سیکل معمول پوشش‌دهی را می‌توان به صورت زیر در نظر گرفت : : – یک اتم در آند یک یا چند الکترون از دست می‌دهد و در محلول پوشش‌دهی به صورت یون مثبت در می‌آید. – یون مثبت به طرف کاتد یعنی محل تجمع الکترون‌ها جذب شده و در جهت آن حرکت می‌کند . – این یون الکترون‌های از دست داده را در کاتد به دست آورده و پس از تبدیل به اتم به صورت جزیی از فلز رسوب می‌کند.

قوانین فارادی

قوانین فارادی که اساس آبکاری الکتریکی فلزها را تشکیل می‌دهند نسبت بین انرژی الکتریکی و مقدار عناصر جا به جا شده در الکترودها را نشان می‌دهند.

قانون اول: مقدار موادی که بر روی یک الکترود ترسیب می‌شود مستقیما″ با مقدار الکتریسیته‌ای که از الکترولیت عبور می‌کند متناسب است.

قانون دوم :مقدار مواد ترسیب شده با استفاده از الکترولیت‌های مختلف توسط مقدار الکتریسیته یکسان به صورت جرم‌هایی با اکی‌والان مساوی از آنهاست.
بر اساس این قوانین مشخص شده است که 96500 کولن الکتریسیته (یک کولن برابر است با جریان یک آمپر در یک ثانیه) لازم است تا یک اکی‌والان گرم از یک عنصر را رسوب دهد یا حل کند.
آبکاری بدون استفاده از منبع جریان خارجی

هنگام ترسیب فلز بدون استفاده از منبع جریان خارجی الکترون‌های لازم برای احیای یون‌های فلزی توسط واکنش‌‌های الکتروشیمیایی تامین می‌شوند. بر این اساس سه امکان وجود دارد:

ترسیب فلز به روش تبادل بار (تغییر مکان‌) یا فرایند غوطه‌وری: اساس کلی این روش بر اصول جدول پتانسیل فلزها پایه‌ریزی شده است. فلزی که باید پوشیده شود باید پتانسیل آن بسیار ضعیف‌تر (فلز فعال) از پتانسیل فلز پوشنده (فلز نجیب) باشد. و فلزی که باید ترسیب شود باید در محلول به حالت یونی وجود داشته باشد. برای مثال به هنگام غوطه‌ور نمودن یک میله آهنی در یک محلول سولفات مس فلز آهن فعال است و الکترون واگذار می‌کند و به شکل یون آهن وارد محلول می‌شود. دو الکترون روی میله آهن باقی می‌ماند. یون مس دو الکترون را دریافت کرده احیا می‌شود و بین ترتیب مس روی میله آهن می‌چسبد. و هنگامی که فلز پایه که باید پوشیده شود (مثلا آهن) کاملا″ توسط فلز پوشنده (مثلا مس) پوشیده شود آهن دیگر نمی‌تواند وارد محلول شود و الکترون تشکیل نمی‌شود و در نتیجه عمل ترسیب خاتمه می‌یابد. موارد استعمال این روش در صنعت آبکاری عبارت است از: مس‌اندود نمودن فولاد٬ نقره‌کاری مس و برنج٬ جیوه‌کاری٬ حمام زنکات٬ روشهای مختلف کنترل و یا آزمایش٬ جمع‌آوری فلز از حمام‌های فلزات قیمتی غیر قابل استفاده (طلا) با استفاده از پودر روی.

ترسیب فلز به روش اتصال: این روش عبارت است از ارتباط دادن فلز پایه با یک فلز اتصال. جسم اتصال نقش واگذارکننده الکترون را ایفا می‌کند. برای مثال هنگامی که یک میله آهنی (فلز پایه) همراه یک میله آلومینیومی٬ به عنوان جسم اتصال در داخل یک محلول سولفات مس فرو برده می‌شود٬ دو فلز آهن و آلومینیوم به جهت فعالتر بودن از مس٬ به صورت یون فلزی وارد محلول می‌شوند و روی آنها الکترون باقی می‌ماند و چون فشار انحلال آلومینیوم از آهن بیشتر است از این رو اختلاف پتانسیلی بین دو فلز ایجاد شده و الکترون‌ها در روی یک سیم رابط٬ از سوی آلومینیوم به طرف آهن جاری می‌شوند. بنابراین مشاهده می‌شود که مقدار زیادی از یونهای مس محلول روی آهن ترسیب می‌شوند. ضخامت قشر ایجاد شده نسبت به روش ساده تبادل بار بسیار ضخیم‌تر است. از روش اتصال برای پوشش‌کاری فلزات پیچیده استفاده می‌شود.

روش احیا: ترسیب فلز با استفاده از محلولهای حاوی مواد احیا کننده٬ روش احیا نامیده می‌شود. یعنی دراین روش الکترونهای لازم برای احیای یونهای فلزات توسط یک احیا کننده فراهم می‌شود. پتانسیل احیا کننده‌ها باید از فلز پوشنده فعالتر باشند٬ اما بابد خاطر نشان ساخت که اختلاف پتانسیل به دلایل منحصرا″ کاربردی روکش‌ها٬ نباید بسیار زیاد باشد. برای مثال هیپوفسفیت سدیم یک احیا کننده برای ترسیب نیکل است ولی برای ترسیب مس که نجیب‌تر است٬ مناسب نیست. مزیت استفاده از این روش در این است که می‌توان لایه‌هایی با ضخامت دلخواه ایجاد نمود. زیرا اگر مقدار ماده احیا کننده در الکترولیت ثابت نگه داشته شود می‌توان واکنش ترسیب را کنترل نمود. به ویژه غیر هادی‌ها را نیز بعد از فعال نمودن آنها٬ می‌توان پوشش‌کاری کرد.

آماده سازی قطعات برای آبکاری

برای بدست آوردن یک سطح فلزی مناسب نخستین عملی است که با دقت باید صورت گیرد٬ زیرا چسبندگی خوب زمانی به وجود می‌آید که فلز پایه٬ سطحی کاملا تمیز و مناسب داشته باشد. بدین علت تمام لایه‌ها و یا قشرهای مزاحم دیگر از جمله کثافات٬ لکه‌های روغنی٬ لایه‌های اکسید٬ رسوبات کالامین که روی آهن در درجه‌های بالا ایجاد می‌شوند را از بین برد. عملیات آماده سازی عبارتند از:

سمباده‌کاری و صیقل‌کاری: طی آن سطوح ناصاف را به سطوح صاف و یکنواخت تبدیل می‌کنند.

چربی‌زدایی: طی آن چربی‌های روی سطح فلزات را می‌توان توسط عمل انحلال٬ پراکندگی٬ امولسیون٬ صابونی کردن و یا به روش تبادل بار از بین برد.

پرداخت: انحلال شیمیایی قشرهای حاصل از خوردگی روی سطح فلزات را پرداخت کردن می‌نامند که اساسا″ به کمک اسیدهای رقیق و در بعضی موارد توسط بازها انجام می‌گیرد.

آبکشی٬ خنثی‌سازی٬ آبکشی اسیدی٬ خشک کردن: خنثی‌سازی برای از بین بردن مقدار کم اسید یا مواد قلیایی که در خلل و فرج قطعه باقی می‌مانندو همچنین آبکشی اسیدی برای جلوگیری از امکان تشکیل قشر اکسید نازک غیر قابل رؤیت که موجب عدم چسبندگی لایه الکترولیتی می‌شود.

موقعیت های استفاده از نانوتکنولوژی صنایع آبکاری

در سالهای اخیر نانوتکنولوژی که همان علم و تکنولوژی کنترل و بکارگیری ماده در مقیاس نانومتر است٬ تحقیقات فزاینده و موقعیت‌های تجاری زیادی را در زمینه‌های مختلف ایجاد نموده است. یک جنبه خاص از نانوتکنولوژی به مواد دارای ساختار نانویی یعنی موادی با بلورهای بسیار ریز که اندازه آنها معمولا کمتر از 100 میکرومتر است می‌پردازد٬ که این مواد برای اولین بار حدود دو دهه قبل به عنوان فصل مشترکی معرفی شدند. این مواد نانوساختاری با سنتز الکتروشیمیایی تولید شده‌اند که دارای خواصی از قبیل٬ استحکام٬ نرمی‌ و سختی٬ مقاومت به سایش٬ ضریب اصطکاک٬ مقاومت الکتریکی٬ قابلیت انحلال هیدروژن و نفوذپذیری٬ مقاومت به خوردگی موضعی و ترک ناشی از خوردگی تنشی و پایداری دمایی را دارا هستند. دریچه‌های آبکاری الکتریکی برای سنتز این ساختارها با استفاده از تجهیزات و مواد شیمیایی مرسوم برای طیف گستره‌ای از فلزات خالص و آلیاژها گشوده شده است. یک روش مقرون به صرفه برای تولید محصولاتی با اشکال بسیار متفاوت از پوششهای نازک و ضخیم٬ فویلها و صفحه‌ها با اشکال غیر ثابت تا اشکال پیچیده شکل‌یافته با روشهای الکتریکی است. از این رو فرصتهای قابل توجهی برای صنعت آبکاری وجود دارد تا نقش تعیین‌کننده‌ای را در گسترش کاربردهای جدید نانوتکنولوژی ایفا نماید که این امر به آسانی با تکیه بر اصول قابل پیش‌بینی متالوژیکی که در سالیان گذشته مشخص شده قابل تحقق است

آبکاری با نیکل

نیکل یکی از مهمترین فلزاتی است که در آبکاری به کار گرفته می‌شود. تاریخچه آبکاری نیکل به بیش از صدها سال پیش باز می‌گردد این کار در سال 1843 هنگامی که R.Rotlger توانست رسوبات نیکل را از حمامی شامل سولفات نیکل و آمونیوم بدست آورد آغاز گردید بعد از آن Adams اولین کسی بود که توانست آبکاری نیکل را در موارد تجاری انجام دهد. نیکل رنگی سفید شبیه نقره دارد که کمی متمایل به زرد است و به راحتی صیقل‌پذیر و دارای خاصیت انبساط و انقباض٬ جوش‌پذیر بوده و مغناطیسی می‌بلاشد. آبکاری با نیکل اساسا به منظور ایجاد یک لایه براق برای یک لایه بعدی مانند کروم و به منظور فراهم آوردن جلای سطحی خوب و مقاومت در برابر خوردگی برای قطعات فولادی٬ برنجی و حتی بر روی پلاستیکهایی که با روش‌های شیمیایی متالیزه شده‌‌‌اند به کار می‌رود. مواد شیمیایی که در الکترولیتهای نیکل به کار می‌روند عبارتنداز:

نمک فلزی (مهمترین آنها سولفات نیکل است و همچنین از کلرید نیکل و سولفومات نیکل نیز استفاده می‌شود.)

نمک رسانا (برای بالا بودن قابلیت رسانایی ترجیحا از کلریدها مخصوصا کلرید نیکل استفاده می‌شود.)

مواد تامپونه کننده (برای ثابت نگه داشتن PH اصولا اسید بوریک به کار برده می‌شود.)

مواد ضد حفره‌ای شدن (برای جلوگیری از حفره ای شدن به الکترولیتهای نیکل موادی اضافه می کنند که مواد ترکننده نامیده می شوند. سابقا از مواد اکسید کننده به عنوان مواد ضد حفره استفاده می‌شد.)
آبکاری با کروم
روکش‌های لایه کروم رنگی شبیه نقره٬ سفید مایل به آبی دارند. قدرت انعکاس سطح کروم‌کاری شده و کاملا″ صیقلی شده در حد 65% است (برای نقره 88%و نیکل 55%) در حالی که خاصیت انعکاس نقره و نیکل با گذشت زمان ضایع می‌شود٬ در مورد کروم تغییری حاصل نمی‌شود. لایه‌های کروم قابل جوشکاری نبوده و رنگ‌کاری و نقاشی را نمی‌پذیرند. کروم در مقابل گازها٬ موادقلیایی و نمکها مقاوم است اما اسید سولفوریک واسید کلریدریک وسایر اسیدهای هالوژن‌دار در تمام غلظتها ودر تمام درجه حرارتها بر روی کروم تاثیر می گذارند. به دنبال رویین شدن شیمیایی٬ روکش‌های کروم مقاومت خوبی در اتمسفر از خود نشان می‌دهند و کدر نمی‌شوند. از این رو به تمیز کردن و یا نو نمودن توسط محلولها یا محصولات حل کننده اکسیدها را ندارند. روکش‌های کروم تا 500 درجه سانتیگراد هیچ تغییری از نظر کدر شدن متحمل نمی‌‌شوند. رویین شدن حالتی است که در طی آن در سطح کروم٬ اکسید کروم (3+) تشکیل می شود. این عمل موجب جابه‌جایی پتانسیل کروم از 0.717 به 1.36 ولت می شود و کروم مثل یک فلز نجیب عمل می نماید. لایه های پوششی کروم براق با ضخامت پایین (در حدود 1 میکرومتر)که غالبا در کروم‌کاری تزیینی با آن روبه رو هستیم فولاد را در مقابل خوردگی حفاظت نمی‌کنند کروم کاری ضخیم که در مقابل خوردگی ضمانت کافی داشته باشد فقط از طریق کروم‌کاری سخت امکانپذیر است. با توجه به اینکه پوشش‌های کروم الکترولیتی سطح مورد آبکاری را به طور کامل نمی‌پوشانند از این رو کروم‌کاری تزیینی هرگز به تنهایی مورد استفاده قرار نمی‌گیرد بلکه همواره آن را به عنوان پوشش نهایی بر روی واکنش‌هایی که حفاظت سطح را در مقابل خوردگی ضمانت می‌نمایند به کار می‌روند. معمولا به عنوان پایه محافظ از نیکل استفاده می‌شود.

آبکاری با مس

مس فلزی است با قابلیت کشش بدون پاره شدن٬ نرم و هادی بسیار خوب جریان برق و گرما. مس از هیدروژن نجیب‌تر است و در نتیجه نه تنها در مقابل آب و محلولهای نمک‌دار بلکه در مقابل اسیدهایی که اکسیدکننده نیستند نیز مقاومت دارد. اکسیدکننده‌ها و اکسیژن هوا به راحتی مس را به اکسید مس (I) و یا اکسید مس (II) تبدیل می‌کنند اکسیدهایی که برخلاف خود فلز در اکثر اسیدها حل می‌شوند. به دلیل وجود گازهای مخرب در محیط که دارای گوگرد هستند٬ روی اشیایی که از جنس مس هستند لایه هایی از سولفور مس به رنگ‌های تاریک و یا سبز تشکیل می‌شود.

الکترولیت‌های آبکاری مس

الکتر‌ولیت‌هایی برپایه اسید سولفوریک یا اسید فلوریدریک

الکتر‌ولیت‌هایی که فسفات در بر دارند

الکتر‌ولیت‌ها ی سیانیدی
الکترولیت‌های اسیدی بر پایه سولفات مس به غیر از مس‌اندود نمودن مستقیم سرب٬ مس و نیکل برای دیگر فلزات مناسب نیستند. اینها روی آهن٬ آلومینیم و روی به طور مستقیم تولید روکش نمی‌کنند اگر در یک الکترولیت اسید اشیایی از جنس آهن٬ آلومینیم و روی فرو ببریم یک لایه اسفنجی در نتیجه مبادله یونی ایجاد می‌شود. این یک لایه پایداری بدون چسبندگی برای لایه‌های دیگر خواهد بود. بنابراین قبل از مس‌اندود نمودن این فلزات در محیط اسیدی باید حتما یک عملیات مس‌اندود نمودن در محیط اسیدی انجام گرفته باشد. الکترولیت‌های سیانیدی٬ علی‌رغم سمی بودنشان به علت دارا بودن خواص خوب اهمیت زیادی پیدا کرده‌اند. پوششهای حاصل از حمام‌های سیانیدی دارای توان پوششی خوبی می‌باشند٬ آنها دارای دانه‌بندی حاصل از چسبندگی فوق‌العاده‌ای‌اند. در نتیجه پدیده‌های شدید پلاریزاسیون٬ قدرت نفوذ الکترولیت‌های سیانیدی بهتر از حمام های مس‌کاری اسید است. الکترولیت‌های پیروفسفات مس برای ایجاد روکش‌های زینتی روی زاماک٬ فولاد٬ آلیاژهای آلومینیم و برای پوشش سطحی فولاد بعد از عملیات سمانتاسیون به کار برده می‌شود. موارد کابردی دیگر می‌توان مس‌کاری سیم‌ها و شکل‌یابی با برق را نام برد.
آلیاژهای مس

برنج: آْلیاژی از مس و روی که CuZn30 نامیده می‌شود.

برنز: آلیاژی از مس و قلع می‌باشد.
آبکاری با روی
روی فلزی است به رنگ سفید متمایل به آبی٬ بالاتراز 100 درجه سانتیگراد شکننده٬ مابین100 الی 200 درجه سانتیگراد نرم٬ قابل انحنا و انبساط است و می‌توان به صورت ورقه‌های نازک درآورد٬ بالای 200 درجه سانتیگراد دوباره شکننده می‌شود. خاصیت تکنیکی خیلی مهم روی حفاظت خیلی خوب پوشش‌های آن در مقابل خوردگی است. این خاصیت ترجیحا بواسطه تشکیل لایه یکنواخت و چسبنده اتمسفر ایجاد می‌شود و عموما شامل اکسید و هیدروکسید کربنات روی و گاهی نیز سولفات و کلرید روی می‌باشد.

الکترولیت‌های آبکاری روی

الکترولیت‌های اسیدی : اسید سولفوریک – اسید کلیدریک و اسید فلوبوریک.

الکترولیت‌های بازی : سیانیدی – زنکاتی و پیروفسفات.
قدیمی‌ترین نوع روی‌کاری گالوانیزاسیون است . در این روش روی کاری٬ قطعات آهنی بعد از عملیات پرداخت در داخل روی مذاب در درجه حرارتی مابین 420 الی 450 درجه سانتیگراد فرو برده می‌شود. برای اهداف تزئینی از روی‌کاری براق استفاده می‌شود. اساسا″ ترکیب حمام‌های براق شبیه حمام‌های مات است٬ فقط حمام های براق دارای درجه خلوص بالاتر و بعلاوه مواد براق‌کننده آلی و غیرآلی می‌باشند. معمولا لایه‌های پوششی روی عملیات پسین شیمیایی توسط کروماته کردن و یا فسفاته کردن را پذیرا هستند. در نتیجه کروماته کردن لایه های روی خوردگی روی به طور قابل ملاحظه‌ای کاهش می‌یابد.
آبکاری با کادمیوم

رنگ آن سفید بوده و به نقره شباهت دارد. بسیاری از خواص کادمیوم به روی شبیه اند. لایه کادمیوم به سهولت قابل لحیم‌کاری است. حفاظت ضدخوردگی کادمیوم شدیدا″ تحت تاثیر محیط خورنده می‌باشد. با توجه به اینکه فلز کادمیوم مسموم کننده است٬ بدین جهت از این لایه ها نباید برای قطعاتی که همیشه دم دست هستند و همچنین در صنایع غذایی استفاده نمود.

الکترولیت‌های آبکاری کادمیوم

حمام های کادمیوم کاری بسیار متداول از انحلال اکسید کادمیوم و یا سیانید کادمیوم در سیانید سدیم تولید می‌شوند . به وجود آمدن شکنندگی توسط هیدروژن در کادمیوم کاری سیانیدی سبب شده است که الکترولیت‌های اسیدی برای کاربردهای ویژه‌ای تهیه شوند. تنها فرایندی که امروزه سودمند است٬ بر پایه حمام‌های فلوئوبرات مبتنی است . عملیات پسین پوشش‌های کادمیوم نیز به منظور بهتر نمودن منظر قطعه انجام می‌یابد. غوطه‌ور نمودن کوتاه مدت در اسید نیتریک 0.5-0.3 درصد سبب براق شدن لایه‌ها از نوع نقره خواهد شد. در صورتی که بخواهیم لایه کادمیوم در مقابل خوردگی مقاوم‌تر شود٬ به طریق پسین با استفاده از محلول‌های اسید حاوی یونهای کروم (VI) ممکن خواهد بود. بر طبق غلظت و ترکیب محلول‌های کروم‌دار٬ لایه‌های کرومات به رنگهای آبی آسمانی٬ زرد براق یا سبز زیتونی ایجاد می‌شود که به طور قابل ملاحظه‌ای در مقابل خوردگی لایه را بهتر می‌نمایند.

آبکاری با قلع

قلع فلزی است براق٬ دارای رنگ سفید نقره‌ای٬ در درجه حرارت معمولی در مقابل آب و هوا مقاوم است و اسیدها و بازهای ضعیف به سختی روی آن اثر می‌گذارند. برعکس اسید و بازهای قوی به آسانی روی آن اثر می‌گذارند. به راحتی لحیم‌پذیر است. قلع در مقابل مواد غذایی و اتمسفر معمولی تحت تاثیر قرار نمی‌گیرد. با توجه به اینکه سمی نیست٬ کاربرد زیادی در پوشش‌کاری قطعات صنعتی مواد غذایی و صنعت کنسروسازی دارد. با توجه به لحیم‌کاری بسیار عالی در صنعت برق نیز به کار برده می‌شود.

الکترولیت‌های آبکاری قلع

الکترولیت‌های اسیدی : اسید فنل سولفونیک – اسید هیدروفلوریک و اسید فلوئوروبونیک.

الکترولیت‌های قلیایی : براساس استانات سدیم یا پتاسیم و هیدروکسیدهای مربرطه می‌باشد.
پوشش‌های قلع ایجاد شده روی قطعات به طریق الکترولیتی ظاهری کدر دارند با فرو بردن قطعات در حمام روغن داغ (Surfuion) براق می‌شوند. حمام‌های روغن داغ٬ خلل و فرج موجود در پوشش را از بین برده٬ مقاومت در مقابل خوردگی قشر را افزایش می‌دهند. همچنین با استفاده از یک محلول خیلی داغ کرومات قلیایی حاوی یک تر کننده٬ می‌توان مقاومت در مقابل خوردگی قشر قلع‌اندود شده را بهتر نمود.
آبکاری با نقره

نقره فلزی قیمتی (نجیب)٬ به رنگ سفید براق است. اسید کلریدریک٬ اسید سولفوریک و اسید استیک به طور جزیی بر آن اثر می‌کند٬ برعکس اسید نیتریک٬ آن را به صورت نیترات نقره حل می‌کند. نقره توسط سولفور هیدروژن و ترکیبات دیگر گوگرد تولید سولفور نقره به رنگ سیاه می‌نماید. اکسیژن هوا به نقره آسیبی نمی‌رساند.همچنین در مقابل اغلب محلول‌های نمکی و غذایی نیز مقاومت دارد.

الکترولیت‌های آبکاری نقره

حمام‌های نقره کاری شامل سیانید ساده نقره٬ کربنات پتاسیم٬ سیانید پتاسیم یا سیانید سدیم می باشد. هنگامی که از سیانید پتاسیم استفاده می‌شود پوشش به سختی می سوزد. ضمنا لایه‌ها براق و حمام‌ها دارای خاصیت هدایت جریان بیش‌تری هستند. سیانید قلیایی موجود در الکترولیت تحت تاثیر CO2 موجود در اتمسفر به طور جزیی تجزیه شده و تولید کربنات می‌کند. کربنات تولید شده خاصیت هدایت الکتریسیته و قدرت نفوذ الکترولیت را زیاد می‌کند. پوشش‌های نقره که در حمام‌های سیانیدی ساده ایجاد می‌شود کدر هستندو باید در هنگام پوشش‌کاری برش‌کاری نمود. عملیات اجتناب‌ناپذیر جلاکاری علاوه بر اینکه قیمت را بالا می‌برد٬ سبب از بین رفتن فلز نقره نیز می‌شوند. در حال حاضر حمام‌های نقره حاوی مواد افزودنی مختلف سبب ایجاد لایه‌های براق به کار برده می‌شوند. این حمام‌ها معایب الکترولیت‌های ساده را ندارند.

آبکاری با طلا

طلا فلزی‌ است قیمتی (نجیب)٬ به رنگ زرد٬ در طبیعت به صورت خالص پیدا می‌شود. طلا در مقابل اتمسفر٬ آب٬ محلول‌های نمکی و اسیدها آسیب ناپذیر است. تنها تیزاب (یک حجم نیتریک و سه حجم اسید کلریدریک) یا اسید کلریدریک با داشتن اکسیدکننده‌ها طلا را حل می‌کند. برای بهتر نمودن خواص پوشش طلای ترسیب شده به طریق الکتروشیمیایی٬ به الکترولیت‌های طلا مواد شیمیایی کاملا مشخص افزوده می‌شود. پوشش‌های آلیاژی نقش مهمی در روکش طلای الکترولیتی دارند. همچنین می‌توان به طور مناسبی خواص ویژه روکش‌ها٬ مانند سختی٬ براق نمودن و رنگ را تحت تاثیر قرار داد. طلاکاری با ضخامت کم (آبنوس‌کاری الکتریکی طلا) درزرگری به کار می‌رود. ایجاد لایه‌هایی با ضخامت نسبتا نازک به ضخامت در حدود 0.01 الی 0.1 میکرومتر فلز پایه را در مقابل کدر شدن مقاوم می‌کند. به علاوه رفته رفته لایه‌های ضخیم به ویژه در قطعات صنعتی به کار می‌برند٬ به عنوان مثال در صنعت الکترونیک برای ارتباطات در مدارهای چاپی٬ در صنایع فضایی٬ در ساختن وسایل سفره (کارد٬ قاشق و چنگال) و در صنعت شیمیایی به عنوان ضدخوردگی.

آبکاری با فلزات گروه پلاتین

به طو کلی پلاتین٬ پالادیوم٬ رودیوم٬ روتنیوم٬ اسمیوم و اریدیوم را فلزات گروه پلاتین می‌نامند. فلزات گروه پلاتین در صنعت مدرن رفته رفته اهمیت پیدا می‌کنند و از آنجایی که گرانبها هستند سعی می شود به جای استفاده از فلزات گروه پلاتین در صنعت پوشش کاری٬ از فلزات دیگر استفاده شود. از فلزات گروه پلاتین در صنعت تجهیزات آزمایشگاهی پیشرفته و مدرن٬ در صنعت الکتروتکنیک٬ در زرگری و در صنعت شیمیایی به عنوان کاتالیزور استفاده می‌کنند.

آبکاری اجسام غیر هادی

پوشش‌کاری مواد غیر هادی (مثلا : شیشه٬ موادمعدنی٬ نیمه‌هادیها٬ سرامیک٬ چرم٬ برگ درختان٬ چوب٬ پارچه و مواد پلاستیکی) به روش گالوانیک (الکترولیتی با استفاده از منبع جریان خارجی)٬ در صورتی که سطح آنها قبلا توسط یک روکش هادی جریان پوشیده شده باشد٬ ممکن خواهد شد. مشکلات فلز اندود نمودن غیر هادی‌ها٬ در ترسیب الکترولیتی نیست٬ بلکه در چسبندگی روکش فلزی است. غیرهادی ها بعد از یک آماده‌سازی کامل٬ آماده فلزاندود کردن هستند که بر روی آنها بتوان یک پوشش فلز با چسبندگی خوب افزود. در نتیجه فلزاندود نمودن مواد پلاستیکی٬ خواص جالب پلاستیک (برای مثال٬ وزن سبک٬ تغییر شکل آسان با کیفیت سطح استثنایی٬ ارزان قیمت بودن نسبت به فلز) با خواص روکش‌های فلزی حاصله از آبکاری با برق به دست می‌آید.

پوششهای رنگها و جلاها

ساده‌ترین راه مبارزه با خوردگی ، اعمال یک لایه رنگ است. با استفاده ‌از رنگها بصورت آستر و رویه ، می‌‌توان ارتباط فلزات را با محیط تا اندازه‌ای قطع کرد و در نتیجه موجب محافظت تاسیسات فلزی شد. به روشهای ساده‌ای می‌‌توان رنگها را بروی فلزات ثابت کرد که می‌‌توان روش پاششی را نام برد. به کمک روشهای رنگ‌دهی ، می‌‌توان ضخامت معینی از رنگها را روی تاسیسات فلزی قرار داد.آخرین پدیده در صنایع رنگ سازی ساخت رنگهای الکتروستاتیک است که به میدان الکتریکی پاسخ می‌‌دهند و به ‌این ترتیب می‌توان از پراکندگی و تلف شدن رنگ جلوگیری کرد.

پوششهای فسفاتی و کروماتی

این پوششها که پوششهای تبدیلی نامیده می‌‌شوند، پوششهایی هستند که ‌از خود فلز ایجاد می‌‌شوند. فسفاتها و کروماتها نامحلول‌اند. با استفاده ‌از محلولهای معینی مثل اسید سولفوریک با مقدار معینی از نمکهای فسفات ، قسمت سطحی قطعات فلزی را تبدیل به فسفات یا کرومات آن فلز می‌‌کنند و در نتیجه ، به سطح قطعه فلز چسبیده و بعنوان پوششهای محافظ در محیط‌های خنثی می‌‌توانند کارایی داشته باشند.این پوششها بیشتر به ‌این دلیل فراهم می‌‌شوند که ‌از روی آنها بتوان پوششهای رنگ را بر روی قطعات فلزی بکار برد. پس پوششهای فسفاتی ، کروماتی ، بعنوان آستر نیز در قطعات صنعتی می‌‌توانند عمل کنند؛ چرا که وجود این پوشش ، ارتباط رنگ با قطعه را محکم‌تر می‌‌سازد. رنگ کم و بیش دارای تحلخل است و اگر خوب فراهم نشود، نمی‌‌تواند از خوردگی جلوگیری کند.

پوششهای اکسید فلزات

اکسید برخی فلزات بر روی خود فلزات ، از خوردگی جلوگیری می‌‌کند. بعنوان مثال ، می‌‌توان تحت عوامل کنترل شده ، لایه‌ای از اکسید آلومینیوم بر روی آلومینیوم نشاند. اکسید آلومینیوم رنگ خوبی دارد و اکسید آن به سطح فلز می‌‌چسبد و باعث می‌‌شود که ‌اتمسفر به‌ آن اثر نکرده و مقاومت خوبی در مقابل خوردگی داشته باشد. همچنین اکسید آلومینیوم رنگ‌پذیر است و می‌‌توان با الکترولیز و غوطه‌وری ، آن را رنگ کرد. اکسید آلومینیوم دارای تخلخل و حفره‌های شش وجهی است که با الکترولیز ، رنگ در این حفره‌ها قرار می‌‌گیرد.همچنین با پدیده ‌الکترولیز ، آهن را به ‌اکسید آهن سیاه رنگ (البته بصورت کنترل شده) تبدیل می‌‌کنند که مقاوم در برابر خوردگی است که به آن "سیاه‌کاری آهن یا فولاد" می‌‌گویند که در قطعات یدکی ماشین دیده می‌‌شود.

پوششهای گالوانیزه

گالوانیزه کردن (Galvanizing) ، پوشش دادن آهن و فولاد با روی است. گالوانیزه ، بطرق مختلف انجام می‌‌گیرد که یکی از این طرق ، آبکاری با برق است. در آبکاری با برق ، قطعه‌ای که می‌‌خواهیم گالوانیزه کنیم، کاتد الکترولیز را تشکیل می‌‌دهد و فلز روی در آند قرار می‌‌گیرد. یکی دیگر از روشهای گالوانیزه ، استفاده ‌از فلز مذاب یا روی مذاب است. روی دارای نقطه ذوب پایینی است.در گالوانیزه با روی مذاب آن را بصورت مذاب در حمام مورد استفاده قرار می‌‌دهند و با استفاده ‌از غوطه‌ور سازی فلز در روی مذاب ، لایه‌ای از روی در سطح فلز تشکیل می‌‌شود که به ‌این پدیده ، غوطه‌وری داغ (Hot dip galvanizing) می‌گویند. لوله‌های گالوانیزه در ساخت قطعات مختلف ، در لوله کشی منازل و آبرسانی و … مورد استفاده قرار می‌‌گیرند.

پوششهای قلع

قلع از فلزاتی است که ذاتا براحتی اکسید می‌‌شود و از طریق ایجاد اکسید در مقابل اتمسفر مقاوم می‌‌شود و در محیطهای بسیار خورنده مثل اسیدها و نمکها و … بخوبی پایداری می‌‌کند. به همین دلیل در موارد حساس که خوردگی قابل کنترل نیست، از قطعات قلع یا پوششهای قلع استفاده می‌‌شود. مصرف زیاد این نوع پوششها ، در صنعت کنسروسازی می‌‌باشد که بر روی ظروف آهنی این پوششها را قرار می‌‌دهند.

پوششهای کادمیم

این پوششها بر روی فولاد از طریق آبگیری انجام می‌‌گیرد. معمولا پیچ و مهره‌های فولادی با این فلز ، روکش داده می‌‌شوند.

ماهیت آهن گالوانیزه

در آهن گالوانیزه ، بین آهن و روی ، پیلی الکتروشیمیایی تشکیل می‌شود که در آن روی به جای آهن به عنوان آند بکار می‌رود و آهن به عنوان کاتد. روی در آند اکسید می‌شود چون فلزی پست‌تر یا فعالتر از آهن است و دارای پتانسیل احیاء کمتری از آهن است و پتانسیل اکسید بیشتری از آن دارد.

حلبی

در حلبی هایی که از آن ، قوطی می‌سازند، عمل معکوسی انجام می‌شود. در حلبی ، بر روی آهن ، پوشش قلع بکار رفته است و عمل معکوس آهن گالوانیزه انجام می‌شود. چون آهن فلزی فعالتر از قلع است و پتانسیل احیاء قلع بیشتر از آهن است و به عنوان کاتد در حلبی به کار می‌رود و آهن آند می‌شود. البته در صورتی که پوشش قلع بشکند، خوردگی آهن در زیر این پوشش پیش می‌رود.

علت استفاده از آهن گالوانیزه

علت استفاده و ایجاد آهنهای گالوانیزه ، پدیده خوردگی آهن است. خوردگی آهن زیانهای اقتصادی فاحشی دارد. هزینه سالانه تعویض آهن‌ آلات زنگ زده در جهان مقادیر زیادی را بخود اختصاص می‌دهد. فرآیند زنگ زدن آهن ماهیت الکتروشیمیایی دارد.خوردگی یا زنگ زدن آهن فقط در حضور اکسیژن و آب صورت می‌گیرد. در جایی بر سطح جسم آهنی، اکسایش آهن انجام می‌شود و آند را تشکیل می‌دهد و در جایی دیگر سطح آن جسم که (O2(g و H2O وجود دارد، کاهش انجام می‌شود و کاتد را تشکیل می‌دهد و در نتیجه این عمل، ایجاد یک سلول ولتایی یا پیل ولتایی یا الکتروشیمیایی بسیار کوچک است. الکترونهای تولید شده در ناحیه آندی در میان آهن بسوی ناحیه کاتدی حرکت می‌کند.کاتیونها ، یعنی یونهای Fe+2 که در آن آند تولید شده‌اند در آب موجود بر سطح جسم بسوی کاتد می‌روند. آنیونها یعنی یونهای -OH که در کاتد تولید شده‌اند، به طرف آند حرکت می‌کنند. این یونها در جایی میان دو ناحیه بهم می‌رسند و Fe(OH)2 بوجود می‌آورند.اما "آهن II هیدروکسید" در حضور رطوبت و اکسیژن پایدار نیست. این هیدروکسید به نوبه خود اکسید و به "آهن III هیدروکسید" تبدیل می‌شود که در واقع "آهن III اکسید آبپوشیده" ، Fe2O3.xH2O یا زنگ آهن است.جاهایی که جسم آهنی زنگ زده گود شده ‌است ، نواحی آندی یا جاهایی هستند که آهن بصورت یونهای Fe+2 در محلول وارد می‌شوند. نواحی کاتدی جاهایی هستند که بیشتر در معرض رطوبت و هوا هستند ، زیرا (O2(g و H2O در واکنش کاتدی دخالت دارند. زنگ آهن همیشه در نقاطی نسبتا دورتر از جاهای گود شده (میان نواحی آندی و کاتدی) ایجاد می‌شود.

اثر آب نمک

آب نمک ، زنگ زدن را تسریع می‌کند، زیرا یونهای موجود در آب به انتقال جریان در سلولهای ولتایی یا پیلهای ولتایی کوچکی که بر سطح آهن برقرار شده‌است، کمک می‌کند. بنظر می‌رسد که بعضی از یونها ، مثلا -Cl وکنشهای الکترودی را کاتالیز می‌کنند.

اثر ناخالصیها

ناخالصیهای موجود در آهن نیز سبب پیشرفت زنگ زدگی می‌شوند، آهن بسیار خالص به سرعت زنگ نمی‌زند. بعضی از انواع ناخالصیها، کشیدگی ها و نقصهای بلوری موجود در آهن با جذب الکترونها آنها را از ناحیه‌هایی که جایگاههای آندی می‌شوند، دور می‌کنند.

طریقه گالوانیزاسیون

در گالوانیزاسیون ، فلز فاسد شدنی را در مذاب یک فلز فاسد ناشدنی فرو می‌برند و بیرون می‌آورند تا سطح آن از یک لایه فلز فاسد نشدنی پوشیده شود. مثلا ورقه های نازک آهنی را در مذاب فلز روی فرو می‌برند و بیرون می‌آورند تا سطح آنها از فلز روی پوشیده شود و آهن سفید یا آهن گالوانیزه تهیه شود.


پایان نامه ارشد:نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل ایجاد مدرک بر روی شبکه جهانی وب هر روز افراد بیشتری برای ارائه عکس، مقاله و اسناد خود بر وری شبکه وب اقدام می کنند، کاربرها می توانند با ایجاد صفحه … ادامه خواندن پایان نامه ارشد:نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


پایان نامه روانشناسی مقایسه ی مدارس مجهز به فناوری اطلاعات و ارتباطات از نظر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با مدارس فاقد این فناوری


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل کاربرد و نقش کامپیوتر در آموزش ترغیب دانش آموزان به تفکر انتقادی، درگیر کردن آنها در فرایند یادگیری، تسهیل همکاری، یادگیری مشارکتی و فراهم کردن ارتباط دانش آموزان با معلم و … ادامه خواندن پایان نامه روانشناسی مقایسه ی مدارس مجهز به فناوری اطلاعات و ارتباطات از نظر عملکرد تحصیلی دانش آموزان با مدارس فاقد این فناوری


دانلود پایان نامه ارشد رشته روانشناسی نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل ب) نقش اکتشافی یا تحقیقی رایانه ها فراگیرنده می تواند در مواقع عدم دسترسی به آزمایشگاه، از آزمایشگاههای مجازی شبیه سازی شده توسط رایانه استفاده کند. همچنین می تواند از اطلاعات … ادامه خواندن دانلود پایان نامه ارشد رشته روانشناسی نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


پایان نامه درباره:نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل چند رسانه ای[1] اصطلاح چند رسانه ای بر کاربرد رسانه های گوناگون برای انتقال اطلاعات نظارت دارد (عطاران، 1381). چند رسانه ای نوعی فناوری است که ترکیب دو یا چند رسانه … ادامه خواندن پایان نامه درباره:نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


پایان نامه ارشد درباره:میزان استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل نرم افزارها[1] نرم‌افزارها دستورالعمل‌های دقیقی هستند که عملیات سیستم‌های رایانه‌ای را کنترل می‌کنند. بدون نرم‌افزارها، سخت ‌افزارهای رایانه‌ای نمی‌توانند وظایفی را که برای رایانه‌ها در نظر گرفته‌ شده، انجام دهند. بر … ادامه خواندن پایان نامه ارشد درباره:میزان استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


دانلود پایان نامه ارشد روانشناسی میزان استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


عنوان کامل پایان نامه :بررسی میزان و نوع استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس متوسطه شهر بابل مزایای کاربرد فناوری اطلاعات و ارتباطات در آموزش نفیسی (1382) مزایای فناوری اطلاعات و ارتباطات را شامل موارد زیر می داند: – کاهش محدودیت یادگیری و تقویت برابری فرصت ها – … ادامه خواندن دانلود پایان نامه ارشد روانشناسی میزان استفاده معلمان از برنامه درسی مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس


۱ ۲
Designed By Erfan Powered by Bayan